نهج‌البلاغه

متن، ترجمه و شرح

نهج‌البلاغه

خطبه‌ها، نامه‌ها و حکمت‌های امیرالمؤمنین علی (ع)

مثلاً «عدالت»، «تقوا» یا شمارهٔ یک حکمت

۸۰۰خطبه، نامه و حکمت
۲ترجمهٔ فارسی
۴مجموعهٔ شرح
آشنایی با متن و منابع
خطبه‌ها ۲۴۱خطبه سخنرانی‌ها و موعظه‌های امام علی (ع) فهرست نامه‌ها ۷۹نامه نامه‌ها و عهدنامه‌ها به یاران و کارگزاران فهرست حکمت‌ها ۴۸۰حکمت سخنان کوتاه و گزیده‌های حکمت‌آمیز فهرست

فهرست و جست‌وجو

۸۰۰ متن

حکمت‌ها

۴۸۰ واحد
  1. ۱ حکمت ۱ این حکمت برای روزگارِ فتنه.
  2. ۲ حکمت ۲ سه رفتارِ به‌ظاهر جدا.
  3. ۳ حکمت ۳ حکمتی دربارهٔ علم، توحید و حج.
  4. ۴ حکمت ۴ پنج معادلهٔ کوتاه، نظامِ ارزش‌ها را وارونه می‌کند: صبر که انفعال می‌نماید، شجاعت خوانده می‌شود و زهد که نداری می‌نماید، ثروت.
  5. ۵ حکمت ۵ حکمتی دربارهٔ علم، توحید و ایمان.
  6. ۶ حکمت ۶ چهار گزارهٔ این حکمت ادبِ مناسباتِ انسانی را در دو سو می‌چیند: درون‌داری (رازپوشی و تحمل) و بیرون‌نمایی (گشاده‌رویی).
  7. ۷ حکمت ۷ حکمت دو گزاره را کنار هم می‌نشاند: درمانگریِ بخشش و ماندگاریِ عمل.
  8. ۸ حکمت ۸ شگفتی این حکمت نه از پیچیدگی، که از سادگیِ مصالح است: دیدن و گفتن و شنیدن.
  9. ۹ حکمت ۹ حکمتی دربارهٔ دنیا، توحید و نفس.
  10. ۱۰ حکمت ۱۰ معیارِ پیشنهادیِ این حکمت برای ادبِ معاشرت، آزمونی دوسویه است: اشکِ پس از مرگ و دلتنگیِ در حیات.
  11. ۱۱ حکمت ۱۱ عفو در این حکمت از فضیلتی اخلاقی به عملی آیینی برکشیده می‌شود: سپاسگزاریِ عملی برای نعمتِ قدرت.
  12. ۱۲ حکمت ۱۲ حکمت دوستی را مهارتی می‌شمارد و سنجهٔ توانمندی قرار می‌دهد: ساختنِ پیوند هنر است و نگاه‌داشتنِ آن هنری بزرگ‌تر.
  13. ۱۳ حکمت ۱۳ نعمت در این تصویر کاروانی است که طلیعه‌اش رسیده و دنباله‌اش در راه است؛ ناسپاسی آن دنباله را می‌رماند.
  14. ۱۴ حکمت ۱۴ حکمتی دربارهٔ اخلاق، علم و خانواده.
  15. ۱۵ حکمت ۱۵ سرزنش فرعِ بر اختیار و آگاهی است و برخی گرفتارانِ فتنه خود قربانیِ موقعیت‌اند، نه عاملِ آن.
  16. ۱۶ حکمت ۱۶ حکمتی دربارهٔ علم، آفرینش و قرآن.
  17. ۱۷ حکمت ۱۷ حکمتی دربارهٔ نبوت، علم و نفس.
  18. ۱۸ حکمت ۱۸ حکمتی دربارهٔ جهاد و علم.
  19. ۱۹ حکمت ۱۹ تصویرِ سوارکاری که افسارش به دستِ آرزوست، شتابی را نشان می‌دهد که پایانش سکندری‌خوردن بر مرگ است.
  20. ۲۰ حکمت ۲۰ حکمت میانِ لغزشِ عارضی و سقوطِ ذاتی فرق می‌گذارد: صاحبِ مروت اگر بیفتد، سرمایهٔ اخلاقی‌اش او را برمی‌خیزاند.
  21. ۲۱ حکمت ۲۱ دو خصلتِ به‌ظاهر محتاطانه.
  22. ۲۲ حکمت ۲۲ حکمتی دربارهٔ عدالت، علم و زبان.
  23. ۲۳ حکمت ۲۳ این حکمت معیارِ پیشروی را از نسب به عمل منتقل می‌کند: حَسَب جای کارِ نکرده را نمی‌گیرد.
  24. ۲۴ حکمت ۲۴ حکمتی دربارهٔ اخلاق، قرآن و عدالت.
  25. ۲۵ حکمت ۲۵ هشداری دربارهٔ تداوم نعمت در حال نافرمانی و خطر استدراج.
  26. ۲۶ حکمت ۲۶ حکمتی دربارهٔ علم، زبان و توحید.
  27. ۲۷ حکمت ۲۷ توصیه‌ای در مدارا با بیماری: تا تن، درد را برمی‌تابد، نباید زندگی را تعطیل کرد و به هر درمان و دارویی شتافت.
  28. ۲۸ حکمت ۲۸ زهدی که نمایش داده شود، خود به سرمایهٔ اجتماعی و گونه‌ای دارایی بدل می‌شود و نقضِ غرض است.
  29. ۲۹ حکمت ۲۹ عمر و مرگ در این تصویر دو روندهٔ روبه‌روی هم‌اند که هر گام، فاصله را از دو سو می‌کاهد.
  30. ۳۰ حکمت ۳۰ هشدارِ این حکمت متوجهِ خلطِ دو مفهوم است: ستر (پرده‌پوشیِ فعلیِ خداوند بر گناه) و غفران (آمرزشِ قطعی).
  31. ۳۱ حکمت ۳۱ حکمتی دربارهٔ اخلاق، علم و آخرت.
  32. ۳۲ حکمت ۳۲ حکمتی دربارهٔ اخلاق، علم و ایمان.
  33. ۳۳ حکمت ۳۳ دو فرمان و دو نهی، اخلاقِ مال را بر باریک‌راهِ میانِ اسراف و خست می‌نشاند.
  34. ۳۴ حکمت ۳۴ توانگری در این تعریف نه افزودنِ دارایی، که کاستن از خواستن است: هر آرزوی وانهاده، یک نیازِ برساخته کمتر.
  35. ۳۵ حکمت ۳۵ این حکمت اقتصادِ بدگویی را نشان می‌دهد: عیب‌گوییِ شتاب‌زده، پاسخی نامتقارن برمی‌انگیزد.
  36. ۳۶ حکمت ۳۶ حکمتی دربارهٔ توحید، قرآن و دنیا.
  37. ۳۷ حکمت ۳۷ حکمتی دربارهٔ آخرت، آفرینش و دنیا.
  38. ۳۸ حکمت ۳۸ وصیتی دولایه: نخست بازتعریفِ ۴ مفهومِ پایه.
  39. ۳۹ حکمت ۳۹ حکمتی دربارهٔ علم و ایمان.
  40. ۴۰ حکمت ۴۰ حکمتی دربارهٔ علم و زبان.
  41. ۴۱ حکمت ۴۱ حکمتی دربارهٔ علم، زبان و توحید.
  42. ۴۲ حکمت ۴۲ حکمتی دربارهٔ زبان، توحید و علم.
  43. ۴۳ حکمت ۴۳ حکمتی دربارهٔ ایمان، عدالت و جهاد.
  44. ۴۴ حکمت ۴۴ حکمتی دربارهٔ آخرت و علم.
  45. ۴۵ حکمت ۴۵ حکمتی دربارهٔ دوستی، ایمان و عدالت.
  46. ۴۶ حکمت ۴۶ حکمتی دربارهٔ اخلاق، نفس و علم.
  47. ۴۷ حکمت ۴۷ چهار تناسب، فضیلت‌های نمایان را به ریشه‌های پنهان‌شان بازمی‌گرداند: صداقت از مروت می‌جوشد، شجاعت از ننگ‌ناپذیری و عفت از غیرت.
  48. ۴۸ حکمت ۴۸ زنجیره‌ای سه‌حلقه‌ای از معلول به علت: ظفر از حزم، حزم از سنجشِ چندبارهٔ رای، و رای از رازداری.
  49. ۴۹ حکمت ۴۹ حکمتی دربارهٔ آفرینش، قرآن و تقوا.
  50. ۵۰ حکمت ۵۰ حکمتی دربارهٔ قرآن، توحید و آفرینش.
  51. ۵۱ حکمت ۵۱ حکمتی دربارهٔ زبان، دنیا و علم.
  52. ۵۲ حکمت ۵۲ عفو هنگامی فضیلت است که از موضع قدرت برخیزد، نه از ناچاری.
  53. ۵۳ حکمت ۵۳ در این تقسیم، سخاوتِ راستین به آغازگری سنجیده می‌شود نه به مقدار بخشش.
  54. ۵۴ حکمت ۵۴ این حکمت ۴ ارزشِ غیرمادی را جایگزین ۴ مقوله مادی می‌کند: عقل به‌جای ثروت، ادب به‌جای میراث، مشورت به‌جای پشتیبانِ قبیله‌ای.
  55. ۵۵ حکمت ۵۵ صبر در این تقسیم تنها تحملِ مصیبت نیست؛ خویشتن‌داری از خواستنی‌ها نیز صبر است و چه‌بسا دشوارتر.
  56. ۵۶ حکمت ۵۶ حکمتی دربارهٔ فقر، توحید و علم.
  57. ۵۷ حکمت ۵۷ ثروت بیرونی تمام‌شدنی است اما بسنده‌خواهی، چون از درون می‌جوشد، پایان ندارد.
  58. ۵۸ حکمت ۵۸ در این تعبیر فشرده، ثروت ماده خامی است که شهوت‌ها از آن ساخته می‌شوند: هر افزایشِ مال، دامنه خواستن را می‌گستراند.
  59. ۵۹ حکمت ۵۹ هشداردهنده دلسوز، در ترازوی خیرخواهی با بشارت‌دهنده برابر است؛ هر ۲ سود مخاطب را می‌خواهند.
  60. ۶۰ حکمت ۶۰ استعاره درنده، خطر زبان را درونی و همیشگی نشان می‌دهد: زبان اهلی نمی‌شود، فقط مهارشدنی است.
  61. ۶۱ حکمت ۶۱ تعبیری فشرده از پیوند لذت و خطرِ دل‌بستگی: جاذبه‌ای که شیرینی‌اش، گزندگیِ پیامدها را پنهان می‌کند.
  62. ۶۲ حکمت ۶۲ حکمتی دربارهٔ قرآن و علم.
  63. ۶۳ حکمت ۶۳ شفیع کسی است که خواهنده را تا مقصد می‌پراند: نیازی که با میانجیِ آبرومند مطرح شود، هم زودتر می‌رسد و هم آبرومندانه‌تر.
  64. ۶۴ حکمت ۶۴ تصویر کاروانِ خفته، غفلت را به دقیق‌ترین شکل بیان می‌کند: حرکت به‌سوی مقصد (مرگ) متوقف نمی‌شود، تنها آگاهی از آن تعطیل است.
  65. ۶۵ حکمت ۶۵ غربت در این تعریف، مقوله‌ای عاطفی است نه جغرافیایی: آن‌که محبوبانش را از دست داده، در میانه وطن نیز غریب است.
  66. ۶۶ حکمت ۶۶ حکمتی دربارهٔ علم.
  67. ۶۷ حکمت ۶۷ این حکمت مانع روانیِ رایجِ بخشش.
  68. ۶۸ حکمت ۶۸ هر وضعیت اقتصادی فضیلت خاص خود را دارد: فقیر با عفاف (دست‌نیالودن و چشم‌ندوختن) آراسته می‌شود و غنی با شکر.
  69. ۶۹ حکمت ۶۹ چون به خواسته نمی‌رسی، بر وضع موجود آسوده باش و خود را به اندوهِ ناکامی فرسوده مکن.
  70. ۷۰ حکمت ۷۰ اعتدال محصول شناخت است؛ آن‌که اندازه امور را نمی‌داند، ناگزیر یا از حد می‌گذرد یا به حد نمی‌رسد.
  71. ۷۱ حکمت ۷۱ پرگویی در این ترازو علامت خامی است: خردِ رسیده، سخن را می‌سنجد، غربال می‌کند و جز ضرور نمی‌گوید.
  72. ۷۲ حکمت ۷۲ ۴ فعلِ متقابلِ دهر، ناسازه‌ای دقیق می‌سازد: هرچه از عمر می‌کاهد، به آرزو می‌افزاید.
  73. ۷۳ حکمت ۷۳ مشروعیت تربیتی در این حکمت از خودسازی برمی‌خیزد: تقدمِ تعلیمِ خویش بر تعلیم غیر، و تقدم سیرت بر زبان.
  74. ۷۴ حکمت ۷۴ هر دم زدن، واحدِ شمارش عمر و قدمی به‌سوی اجل است؛ زیستن و رفتن یک حرکت‌اند نه ۲ حرکت.
  75. ۷۵ حکمت ۷۵ عمر چون شمردنی است، تمام می‌شود؛ و مرگ چون منتظَر است، می‌آید.
  76. ۷۶ حکمت ۷۶ حکمتی دربارهٔ اخلاق و علم.
  77. ۷۷ حکمت ۷۷ حکمتی دربارهٔ دنیا، قرآن و تقوا.
  78. ۷۸ حکمت ۷۸ حکمتی دربارهٔ آفرینش، نبوت و توحید.
  79. ۷۹ حکمت ۷۹ ارزش معرفت در این حکمت از حاملِ آن جداست: سخنِ حکیمانه را اعتبارِ گوینده نمی‌سازد و بی‌اعتباری او نیز نمی‌شکند.
  80. ۸۰ حکمت ۸۰ حکمتی دربارهٔ ایمان، دنیا و علم.
  81. ۸۱ حکمت ۸۱ معیار ارزش آدمی در این جمله نه تبار است و نه دارایی، بلکه دانستن و توانستنِ اوست.
  82. ۸۲ حکمت ۸۲ حکمتی دربارهٔ توحید، علم و صبر.
  83. ۸۳ حکمت ۸۳ پاسخ، هر ۲ خطای ستایشگرِ دورو را با یک جمله اصلاح می‌کند: تملقِ زبانی و تهمتِ درونی.
  84. ۸۴ حکمت ۸۴ نسلِ به‌جامانده از کشتارها.
  85. ۸۵ حکمت ۸۵ حکمتی دربارهٔ آخرت و علم.
  86. ۸۶ حکمت ۸۶ در ترازوی این حکمت، تجربه بر نیروی بدنی می‌چربد: رایِ پخته پیروزی می‌سازد و بازوی بی‌تدبیر چه‌بسا شکست.
  87. ۸۷ حکمت ۸۷ تا وقتی درِ استغفار باز است، یأس یک خطای منطقی است نه فقط یک حال روانی.
  88. ۸۸ حکمت ۸۸ حکمتی دربارهٔ نبوت، توحید و آفرینش.
  89. ۸۹ حکمت ۸۹ حکمتی دربارهٔ قرآن، دنیا و آخرت.
  90. ۹۰ حکمت ۹۰ حکمتی دربارهٔ قرآن، تقوا و آخرت.
  91. ۹۱ حکمت ۹۱ ملالت قلب در این حکمت یک واقعیت طبیعی است، نه یک نقص اخلاقی؛ و درمانش نه فشارِ بیشتر، که تنوعِ حکیمانه است.
  92. ۹۲ حکمت ۹۲ حکمتی دربارهٔ علم، اخلاق و ایمان.
  93. ۹۳ حکمت ۹۳ حکمتی دربارهٔ علم، توحید و قرآن.
  94. ۹۴ حکمت ۹۴ تعریف خیر در این پاسخ از کمیتِ داشته‌ها به کیفیتِ بودن منتقل می‌شود: علم، حلم و عبودیت به‌جای مال و فرزند.
  95. ۹۵ حکمت ۹۵ سنجه ارزشِ عمل در این حکمت، پذیرفته‌شدن است نه حجم؛ و شرط پذیرش، تقواست.
  96. ۹۶ حکمت ۹۶ معیار انتساب به پیامبران در این سخن، معرفت و طاعت است نه نسب.
  97. ۹۷ حکمت ۹۷ حکمتی دربارهٔ ایمان، آفرینش و فتنه.
  98. ۹۸ حکمت ۹۸ تقابل «رعایت» و «روایت» ۲ نسبت با معرفت را جدا می‌کند: نقل‌کردن، انباشت است و فهمیدن‌وبه‌کاربستن، گوارش.
  99. ۹۹ حکمت ۹۹ این تفسیر، ذکرِ استرجاع (Q۲:۱۵۶) را از تسلیتی عرفی به ۲ اقرار وجودی برمی‌گرداند: بنده مالکِ خود نیست و ماندنی هم نیست.
  100. ۱۰۰ حکمت ۱۰۰ این دعا الگوی مواجهه با مدح است: نه انکارِ ریاکارانه، نه پذیرشِ خودپسندانه؛ بلکه ارجاعِ داوری به مرتبه‌های دانایی.
  101. ۱۰۱ حکمت ۱۰۱ این حکمت ادب خدمت‌رسانی را از زاویه کرامت نیازمند می‌بیند.
  102. ۱۰۲ حکمت ۱۰۲ محور حکمت، گزارش یک وارونگی اخلاقی است: معیار قرب، زیرکی و قدرت از فضیلت جدا می‌شود.
  103. ۱۰۳ حکمت ۱۰۳ این حکمت ساده‌زیستی را نمایش فقر یا تحقیر بدن نمی‌داند، بلکه آن را تمرینی برای فروتنی و جهت‌دهی میل می‌شمارد.
  104. ۱۰۴ حکمت ۱۰۴ حکمتی دربارهٔ دنیا، ایمان و آفرینش.
  105. ۱۰۵ حکمت ۱۰۵ این حکمت دین‌داری را میان تکلیف، حد، نهی و قلمرو سکوت تنظیم می‌کند.
  106. ۱۰۶ حکمت ۱۰۶ حکمت نسبت دین و مصلحت‌جویی کوتاه‌مدت را وارونه می‌کند.
  107. ۱۰۷ حکمت ۱۰۷ این حکمت میان دانستن و به‌کاربستن فاصله می‌گذارد.
  108. ۱۰۸ حکمت ۱۰۸ این حکمت روان انسان را نه یکپارچه و ساده، بلکه میدان کشش‌های متضاد می‌بیند.
  109. ۱۰۹ حکمت ۱۰۹ تصویر «نمرقه وسطی» مرکزیت و اعتدال را نشان می‌دهد.
  110. ۱۱۰ حکمت ۱۱۰ این حکمت اجرای دین را به استقلال اخلاقی پیوند می‌زند.
  111. ۱۱۱ حکمت ۱۱۱ این حکمت محبت را صرف عاطفه آرام نمی‌بیند، بلکه آن را راهی پرآزمون معرفی می‌کند.
  112. ۱۱۲ حکمت ۱۱۲ حکمت، محبت را با هزینه اجتماعی و اقتصادی همراه می‌داند.
  113. ۱۱۳ حکمت ۱۱۳ این حکمت فهرستی از جایگزینی‌های ارزشی می‌سازد: مال، نسب و قدرت جای خود را به عقل، تقوا، ادب و مشورت می‌دهند.
  114. ۱۱۴ حکمت ۱۱۴ این حکمت خوش‌گمانی و بدگمانی را حکم ثابت و بی‌زمینه نمی‌گیرد.
  115. ۱۱۵ حکمت ۱۱۵ این حکمت نگاه وجودی به زندگی دارد: دوام جسمانی، خود مسیر فرسایش است.
  116. ۱۱۶ حکمت ۱۱۶ حکمت از خطر نعمت بی‌مراقبت سخن می‌گوید.
  117. ۱۱۷ حکمت ۱۱۷ حکمت مرزگذاری میان محبت، غلو و دشمنی را روشن می‌کند.
  118. ۱۱۸ حکمت ۱۱۸ این حکمت کوتاه، زمان را سرمایه‌ای بازنگشتنی می‌بیند.
  119. ۱۱۹ حکمت ۱۱۹ حکمت از تضاد ظاهر و باطن دنیا استفاده می‌کند.
  120. ۱۲۰ حکمت ۱۲۰ این حکمت در قالب داوری قبیله‌ای سخن می‌گوید و باید در بافت سیاسی و اجتماعی همان دوره خوانده شود.
  121. ۱۲۱ حکمت ۱۲۱ حکمت سنجش عمل را از لحظه لذت یا سختی فراتر می‌برد.
  122. ۱۲۲ حکمت ۱۲۲ این حکمت خنده بی‌جا را نه شادی طبیعی، بلکه نشانه گسست از عبرت مرگ می‌داند.
  123. ۱۲۳ حکمت ۱۲۳ حکمت مجموعه‌ای از نشانه‌های زندگی سالم را کنار هم می‌آورد: فروتنی، پاکی معاش، اصلاح باطن و مهار زبان.
  124. ۱۲۴ حکمت ۱۲۴ این حکمت از گزاره‌ای بسیار فشرده و جنسیتی استفاده می‌کند و بدون بافت فقهی و خانوادگی عصر صدور، به‌آسانی بدفهم می‌شود.
  125. ۱۲۵ حکمت ۱۲۵ این حکمت اسلام را زنجیره‌ای از درون تا بیرون می‌سازد.
  126. ۱۲۶ حکمت ۱۲۶ حکمت با تکرار «شگفتی» تناقض‌های رفتاری انسان را آشکار می‌کند.
  127. ۱۲۷ حکمت ۱۲۷ این حکمت عمل را شرط آرامش می‌داند و کم‌کاری را سرچشمه نگرانی معرفی می‌کند.
  128. ۱۲۸ حکمت ۱۲۸ حکمت از مشاهده طبیعت برای توصیه به تدبیر بدن استفاده می‌کند.
  129. ۱۲۹ حکمت ۱۲۹ این حکمت نسبت توحید و آزادی درونی را نشان می‌دهد.
  130. ۱۳۰ حکمت ۱۳۰ این حکمت گورستان را صحنه گفت‌وگوی خاموش با آینده انسان قرار می‌دهد.
  131. ۱۳۱ حکمت ۱۳۱ این حکمت نکوهشِ ساده‌انگارانهٔ دنیا را نقد می‌کند.
  132. ۱۳۲ حکمت ۱۳۲ حکمت با سه جمله موازی، ناپایداری زندگی را فشرده می‌کند.
  133. ۱۳۳ حکمت ۱۳۳ این حکمت دنیا را بازار تصمیم‌های وجودی می‌بیند.
  134. ۱۳۴ حکمت ۱۳۴ حکمت معیار دوستی را از معاشرت خوش به وفاداری در زمان‌های دشوار می‌برد.
  135. ۱۳۵ حکمت ۱۳۵ حکمت توان توفیق را نشانه گشوده بودن راه نتیجه می‌داند.
  136. ۱۳۶ حکمت ۱۳۶ حکمت عبادت را در قالب ظرفیت‌ها و نقش‌های متفاوت توضیح می‌دهد.
  137. ۱۳۷ حکمت ۱۳۷ این حکمت صدقه را فقط کاستن از مال نمی‌بیند، بلکه راه گشایش رزق می‌شمارد.
  138. ۱۳۸ حکمت ۱۳۸ حکمت ریشه بخل را تردید در جبران می‌داند.
  139. ۱۳۹ حکمت ۱۳۹ این حکمت تناسب میان مسئولیت و مدد را بیان می‌کند.
  140. ۱۴۰ حکمت ۱۴۰ حکمت اقتصاد شخصی را به فضیلت اعتدال برمی‌گرداند.
  141. ۱۴۱ حکمت ۱۴۱ این حکمت از نسبت بار خانوادگی و توان اقتصادی سخن می‌گوید.
  142. ۱۴۲ حکمت ۱۴۲ حکمت عقل را صرف محاسبه ذهنی نمی‌داند.
  143. ۱۴۳ حکمت ۱۴۳ این حکمت اثر روان بر تن را فشرده بیان می‌کند.
  144. ۱۴۴ حکمت ۱۴۴ حکمت میان اصل مصیبت و واکنش انسان فرق می‌گذارد.
  145. ۱۴۵ حکمت ۱۴۵ این حکمت صورت عبادت را از روح عبادت جدا می‌کند.
  146. ۱۴۶ حکمت ۱۴۶ حکمت سه ابزار نگهداری معنوی و اجتماعی را کنار هم می‌گذارد.
  147. ۱۴۷ حکمت ۱۴۷ این حکمت از جامع‌ترین قطعات نهج‌البلاغه دربارهٔ دانش، تربیت و حجتِ الهی است.
  148. ۱۴۸ حکمت ۱۴۸ حکمت زبان را پرده‌بردار شخصیت می‌داند.
  149. ۱۴۹ حکمت ۱۴۹ این حکمت خودشناسی را شرط سلامت عمل می‌داند.
  150. ۱۵۰ حکمت ۱۵۰ این حکمت چهرهٔ نفاقِ عملی را با زنجیره‌ای از تناقض‌ها ترسیم می‌کند.
  151. ۱۵۱ حکمت ۱۵۱ این حکمت نگاه را از لحظه اکنون به عاقبت می‌برد.
  152. ۱۵۲ حکمت ۱۵۲ حکمت ناپایداری اقبال را یادآوری می‌کند.
  153. ۱۵۳ حکمت ۱۵۳ این حکمت صبر را نیرویی فعال می‌داند، نه پذیرش منفعل.
  154. ۱۵۴ حکمت ۱۵۴ حکمت مسئولیت اخلاقی را از عمل مستقیم فراتر می‌برد.
  155. ۱۵۵ حکمت ۱۵۵ این حکمت بر وفاداری به ذمه و پیمان تکیه دارد.
  156. ۱۵۶ حکمت ۱۵۶ حکمت از مسئولیت شناخت مرجع حق سخن می‌گوید.
  157. ۱۵۷ حکمت ۱۵۷ این حکمت میان فراهم بودن راه و پذیرفتن آن تفاوت می‌گذارد.
  158. ۱۵۸ حکمت ۱۵۸ حکمت روش اصلاح رابطه را از خشونت لفظی به احسان عملی می‌برد.
  159. ۱۵۹ حکمت ۱۵۹ حکمت مسئولیت ظاهر رفتار را یادآوری می‌کند.
  160. ۱۶۰ حکمت ۱۶۰ این حکمت خطر قدرت بی‌مهار را کوتاه بیان می‌کند.
  161. ۱۶۱ حکمت ۱۶۱ حکمت مشورت را راه افزودن بر ظرفیت عقل فردی می‌داند.
  162. ۱۶۲ حکمت ۱۶۲ این حکمت راز را سرمایه تصمیم‌گیری می‌بیند.
  163. ۱۶۳ حکمت ۱۶۳ حکمت شدت فرسایش فقر را نشان می‌دهد.
  164. ۱۶۴ حکمت ۱۶۴ این حکمت درباره رابطه نابرابر و بی‌پاسخ هشدار می‌دهد.
  165. ۱۶۵ حکمت ۱۶۵ حکمت مرز نهایی فرمان‌پذیری را تعیین می‌کند.
  166. ۱۶۶ حکمت ۱۶۶ این حکمت میان گذشت یا تأخیر در حق شخصی و دست‌اندازی به حق دیگران فرق می‌گذارد.
  167. ۱۶۷ حکمت ۱۶۷ حکمت رشد را نیازمند احساس نیاز و گشودگی می‌داند.
  168. ۱۶۸ حکمت ۱۶۸ این حکمت کوتاهی فرصت زندگی را یادآور می‌شود.
  169. ۱۶۹ حکمت ۱۶۹ حکمت می‌گوید وقتی نشانه‌ها آشکارند، عذر ندیدن پذیرفتنی نیست.
  170. ۱۷۰ حکمت ۱۷۰ حکمت پیشگیری اخلاقی را بر درمان پسینی برتری می‌دهد.
  171. ۱۷۱ حکمت ۱۷۱ این حکمت به پیامدهای زیاده‌روی یا انتخاب نادرست اشاره دارد.
  172. ۱۷۲ حکمت ۱۷۲ حکمت ریشه بسیاری از مخالفت‌ها را جهل می‌داند.
  173. ۱۷۳ حکمت ۱۷۳ این حکمت تنوع دیدگاه را ابزار تشخیص می‌داند.
  174. ۱۷۴ حکمت ۱۷۴ حکمت خشم را اگر برای حق مهار شود، نیروی مقابله با باطل می‌داند.
  175. ۱۷۵ حکمت ۱۷۵ حکمت درباره ترس‌های فلج‌کننده سخن می‌گوید.
  176. ۱۷۶ حکمت ۱۷۶ این حکمت رهبری را پیش از قدرت اجرایی، به ظرفیت تحمل پیوند می‌دهد.
  177. ۱۷۷ حکمت ۱۷۷ حکمت از سیاست تربیتی غیرمستقیم سخن می‌گوید.
  178. ۱۷۸ حکمت ۱۷۸ این حکمت اصلاح رابطه را از خود آغاز می‌کند.
  179. ۱۷۹ حکمت ۱۷۹ حکمت لجاجت را دشمن خرد می‌داند.
  180. ۱۸۰ حکمت ۱۸۰ حکمت طمع را فقط میل به بیشتر داشتن نمی‌داند، بلکه آن را نوعی اسارت می‌شمارد.
  181. ۱۸۱ حکمت ۱۸۱ این حکمت نتیجه ۲ منش را روبه‌روی هم می‌گذارد.
  182. ۱۸۲ حکمت ۱۸۲ حکمت تعادل میان سکوت و گفتار را بیان می‌کند.
  183. ۱۸۳ حکمت ۱۸۳ این حکمت تعارض بنیادین دعوت‌ها را جدی می‌گیرد.
  184. ۱۸۴ حکمت ۱۸۴ حکمت از یقین پس از روشن‌شدن حق سخن می‌گوید.
  185. ۱۸۵ حکمت ۱۸۵ حکمت پیوند صدق شخصی و هدایت دیگران را نشان می‌دهد.
  186. ۱۸۶ حکمت ۱۸۶ حکمت سرانجام ظلم را در تصویر پشیمانی شدید خلاصه می‌کند.
  187. ۱۸۷ حکمت ۱۸۷ این حکمت مرگ و انتقال از دنیا را با واژه سفر بیان می‌کند.
  188. ۱۸۸ حکمت ۱۸۸ این حکمت درباره ایستادن در برابر حق هشدار می‌دهد.
  189. ۱۸۹ حکمت ۱۸۹ حکمت میان ۲ واکنش به سختی انتخاب می‌گذارد.
  190. ۱۹۰ حکمت ۱۹۰ این حکمت به جدل سیاسی درباره معیار خلافت اشاره دارد.
  191. ۱۹۱ حکمت ۱۹۱ حکمت تصویر دنیا را با تیر، غنیمت و فرسایش زمان می‌سازد.
  192. ۱۹۲ حکمت ۱۹۲ این حکمت مالکیت مازاد را از زاویه پایان عمر می‌سنجد.
  193. ۱۹۳ حکمت ۱۹۳ حکمت تربیت قلب را با شناخت حال‌های درونی پیوند می‌دهد.
  194. ۱۹۴ حکمت ۱۹۴ حکمت درمان خشم را در هر ۲ حالت قدرت و ناتوانی می‌سنجد.
  195. ۱۹۵ حکمت ۱۹۵ حکمت پایان مصرف و دلبستگی را با صحنه زباله نشان می‌دهد.
  196. ۱۹۶ حکمت ۱۹۶ حکمت خسارت مالی را اگر موجب بیداری شود، بی‌ثمر نمی‌داند.
  197. ۱۹۷ حکمت ۱۹۷ حکمت نیاز روح به تنوع و تازگی را می‌پذیرد.
  198. ۱۹۸ حکمت ۱۹۸ حکمت میان درستی لفظ و نادرستی کاربرد فرق می‌گذارد.
  199. ۱۹۹ حکمت ۱۹۹ حکمت میان مردمِ دارای کار و مهارت و توده بی‌سامان تفاوت می‌گذارد.
  200. ۲۰۰ حکمت ۲۰۰ این حکمت حضور فرصت‌طلبانه در کنار رسوایی‌ها را نکوهش می‌کند.
  201. ۲۰۱ حکمت ۲۰۱ این حکمت حفاظت الهی و محدودیت آن را کنار هم می‌گذارد.
  202. ۲۰۲ حکمت ۲۰۲ حکمت مرز میان همکاری و سهم‌خواهی در قدرت را روشن می‌کند.
  203. ۲۰۳ حکمت ۲۰۳ این حکمت مراقبت الهی و قطعیت مرگ را در کنار هم می‌آورد.
  204. ۲۰۴ حکمت ۲۰۴ حکمت ارزش کار نیک را از واکنش دریافت‌کننده جدا می‌کند.
  205. ۲۰۵ حکمت ۲۰۵ این حکمت تفاوت علم با دارایی‌های مادی را نشان می‌دهد.
  206. ۲۰۶ حکمت ۲۰۶ حکمت سود اجتماعی حلم را بیان می‌کند.
  207. ۲۰۷ حکمت ۲۰۷ حکمت اخلاق را قابل تمرین می‌داند.
  208. ۲۰۸ حکمت ۲۰۸ این حکمت زنجیره رشد اخلاقی را ترسیم می‌کند.
  209. ۲۰۹ حکمت ۲۰۹ حکمت آینده را با تصویر رام‌شدن دنیا پس از سرکشی بیان می‌کند.
  210. ۲۱۰ حکمت ۲۱۰ این حکمت تقوا را حالت ساکن و لفظی نمی‌بیند.
  211. ۲۱۱ حکمت ۲۱۱ این حکمت مجموعه‌ای از قواعد پراکنده اما هم‌جهت برای زندگی اجتماعی است.
  212. ۲۱۲ حکمت ۲۱۲ حکمت خودپسندی را مانند حسودی تصویر می‌کند که نمی‌گذارد عقل رشد کند.
  213. ۲۱۳ حکمت ۲۱۳ این حکمت به تحمل ناملایمات کوچک برای حفظ آرامش اشاره دارد.
  214. ۲۱۴ حکمت ۲۱۴ حکمت نرمی اخلاق را سرچشمه گسترش رابطه‌ها می‌داند.
  215. ۲۱۵ حکمت ۲۱۵ این حکمت از اثر مخرب نزاع بر تصمیم سخن می‌گوید.
  216. ۲۱۶ حکمت ۲۱۶ حکمت از خطر روانی رسیدن به مال یا قدرت سخن می‌گوید.
  217. ۲۱۷ حکمت ۲۱۷ حکمت شناخت انسان را به موقعیت‌های متغیر وابسته می‌داند.
  218. ۲۱۸ حکمت ۲۱۸ حکمت حسد را با دوستی ناسازگار می‌داند.
  219. ۲۱۹ حکمت ۲۱۹ حکمت طمع را به درخششی فریبنده تشبیه می‌کند.
  220. ۲۲۰ حکمت ۲۲۰ حکمت مرز اعتماد و بدگمانی را حفظ می‌کند.
  221. ۲۲۱ حکمت ۲۲۱ حکمت ظلم اجتماعی را مسئله‌ای اخروی می‌داند.
  222. ۲۲۲ حکمت ۲۲۲ حکمت کرامت را در افشا نکردن و سخت نگرفتن می‌بیند.
  223. ۲۲۳ حکمت ۲۲۳ حکمت حیا را پوششی اخلاقی معرفی می‌کند.
  224. ۲۲۴ حکمت ۲۲۴ این حکمت قواعد اعتبار اجتماعی را در چند فضیلت خلاصه می‌کند.
  225. ۲۲۵ حکمت ۲۲۵ حکمت حسد را بیماری‌ای می‌داند که صاحبش از نعمت بزرگ سلامت غافل می‌شود.
  226. ۲۲۶ حکمت ۲۲۶ حکمت طمع را زنجیر ذلت می‌داند.
  227. ۲۲۷ حکمت ۲۲۷ حکمت ایمان را سه‌بعدی معرفی می‌کند.
  228. ۲۲۸ حکمت ۲۲۸ حکمتی دربارهٔ دنیا، اخلاق و قرآن.
  229. ۲۲۹ حکمت ۲۲۹ حکمت قناعت را نه محرومیت، بلکه نوعی فرمانروایی درونی می‌داند.
  230. ۲۳۰ حکمت ۲۳۰ این حکمت به نشانه‌های گشایش در معاش توجه دارد.
  231. ۲۳۱ حکمت ۲۳۱ حکمت ۲ واژه قرآنی را به زبان اخلاق عملی توضیح می‌دهد.
  232. ۲۳۲ حکمت ۲۳۲ حکمت نسبت بخشش انسانی و پاداش الهی را با تصویر ۲ دست بیان می‌کند.
  233. ۲۳۳ حکمت ۲۳۳ حکمت میان آغازگری خشونت و پاسخ به تحمیل آن فرق می‌گذارد.
  234. ۲۳۴ حکمت ۲۳۴ حکمتی دربارهٔ زبان، دنیا و نفس.
  235. ۲۳۵ حکمت ۲۳۵ حکمت عقل را به تشخیص موضع مناسب هر چیز تعریف می‌کند.
  236. ۲۳۶ حکمت ۲۳۶ حکمت نهایت بی‌ارزشی دنیا را با تصویری تکان‌دهنده بیان می‌کند.
  237. ۲۳۷ حکمت ۲۳۷ حکمت مراتب انگیزه در عبادت را می‌سنجد.
  238. ۲۳۸ حکمت ۲۳۸ حکمتی دربارهٔ اخلاق و علم.
  239. ۲۳۹ حکمت ۲۳۹ حکمت ۲ آفت رابطه و مسئولیت را نشان می‌دهد.
  240. ۲۴۰ حکمت ۲۴۰ حکمت ظلم کوچک در بنا را منشأ ناامنی کل بنا می‌داند.
  241. ۲۴۱ حکمت ۲۴۱ حکمت موازنه آخرت و عدالت را یادآور می‌شود.
  242. ۲۴۲ حکمت ۲۴۲ حکمت ارزش آغازهای کوچک در تقوا را نشان می‌دهد.
  243. ۲۴۳ حکمت ۲۴۳ حکمت از آشفتگی در گفت‌وگو و تصمیم هشدار می‌دهد.
  244. ۲۴۴ حکمت ۲۴۴ حکمت نعمت را همراه تکلیف می‌بیند.
  245. ۲۴۵ حکمت ۲۴۵ حکمت از رابطه کمبود و میل سخن می‌گوید.
  246. ۲۴۶ حکمت ۲۴۶ حکمت نعمت را مانند موجودی رمنده تصویر می‌کند.
  247. ۲۴۷ حکمت ۲۴۷ حکمت ارزش اخلاق را از پیوند نسبی بالاتر می‌برد.
  248. ۲۴۸ حکمت ۲۴۸ حکمت مسئولیت در برابر اعتماد دیگران را بیان می‌کند.
  249. ۲۴۹ حکمت ۲۴۹ حکمت ارزش مجاهده با نفس را نشان می‌دهد.
  250. ۲۵۰ حکمت ۲۵۰ حکمت به تجربه محدودیت اراده انسان اشاره دارد.
  251. ۲۵۱ حکمت ۲۵۱ این حکمت نسبت لذت و رنج را در افق آخرت می‌سنجد.
  252. ۲۵۲ حکمت ۲۵۲ این حکمت احکام را فهرستی از فرمان‌های بی‌حکمت نمی‌بیند، بلکه برای هر حکم کارکردی اعتقادی، اخلاقی یا اجتماعی بیان می‌کند.
  253. ۲۵۳ حکمت ۲۵۳ این حکمت به حساسیت سوگند و نسبت آن با توحید اشاره دارد.
  254. ۲۵۴ حکمت ۲۵۴ حکمت انسان را از واگذاری خیر به پس از مرگ بازمی‌دارد.
  255. ۲۵۵ حکمت ۲۵۵ حکمت خشم تند را از دست‌رفتن عقل می‌داند.
  256. ۲۵۶ حکمت ۲۵۶ این حکمت میان بیماری اخلاقی و سلامت جسم پیوند می‌بیند.
  257. ۲۵۷ حکمت ۲۵۷ این حکمت خدمت پنهان و پیش‌دستانه را منشأ حمایت الهی می‌داند.
  258. ۲۵۸ حکمت ۲۵۸ حکمت در تنگدستی نیز راه بخشش را می‌گشاید.
  259. ۲۵۹ حکمت ۲۵۹ این حکمت وفاداری را از ساده‌دلی جدا می‌کند.
  260. ۲۶۰ حکمت ۲۶۰ این حکمت نسخه کامل‌تر مضمون استدراج را تکرار می‌کند.
  261. ۲۶۱ حکمت ۲۶۱ این حکمت از بحرانِ فرمان‌پذیری و فرسودگیِ رهبری در برابرِ جامعه‌ای سست سخن می‌گوید.
  262. ۲۶۲ حکمت ۲۶۲ این حکمت یکی از معیارهای بنیادینِ داوریِ تاریخی را پیش می‌نهد: اشخاص معیارِ حق نیستند، بلکه حق معیارِ اشخاص است.
  263. ۲۶۳ حکمت ۲۶۳ حکمت نزدیکی به قدرت را ظاهرا جذاب و در باطن خطرناک می‌داند.
  264. ۲۶۴ حکمت ۲۶۴ حکمت رفتار با خانواده و نسل دیگران را به آینده خانواده خود پیوند می‌دهد.
  265. ۲۶۵ حکمت ۲۶۵ حکمت نفوذ سخن اهل حکمت را دوگانه می‌بیند.
  266. ۲۶۶ حکمت ۲۶۶ این حکمت به شیوه انتقال دانش توجه دارد.
  267. ۲۶۷ حکمت ۲۶۷ حکمت نگرانی پیش‌دستانه درباره آینده را محدود می‌کند.
  268. ۲۶۸ حکمت ۲۶۸ حکمت عاطفه را به آینده‌نگری پیوند می‌دهد.
  269. ۲۶۹ حکمت ۲۶۹ این حکمت نیت و جهت کار در دنیا را معیار می‌گذارد.
  270. ۲۷۰ حکمت ۲۷۰ این حکمت درباره حفظ حدود اموال شرعی و پرهیز از مصلحت‌سنجی بی‌مجوز است.
  271. ۲۷۱ حکمت ۲۷۱ این حکمت به تفکیک حقوقی میان وضعیت ۲ متهم اشاره دارد.
  272. ۲۷۲ حکمت ۲۷۲ حکمت از ناتمامی شرایط اصلاح سخن می‌گوید.
  273. ۲۷۳ حکمت ۲۷۳ این حکمت درباره تقدیر رزق و آرامش ناشی از باور به آن است.
  274. ۲۷۴ حکمت ۲۷۴ حکمت آفت بی‌عملی پس از علم را نکوهش می‌کند.
  275. ۲۷۵ حکمت ۲۷۵ این حکمت طمع را راهی بی‌بازگشت و وعده‌ای بی‌وفا نشان می‌دهد.
  276. ۲۷۶ حکمت ۲۷۶ این حکمت دعایی علیه ریا و دوگانگی ظاهر و باطن است.
  277. ۲۷۷ حکمت ۲۷۷ این حکمت در نقل موجود بسیار وابسته به زمینه‌ای حذف‌شده است.
  278. ۲۷۸ حکمت ۲۷۸ حکمت دوام را بر حجم مقدم می‌داند.
  279. ۲۷۹ حکمت ۲۷۹ حکمت سلسله‌مراتب عبادت را روشن می‌کند.
  280. ۲۸۰ حکمت ۲۸۰ این حکمت زندگی را سفر و مرگ یا آخرت را راهی دور تصویر می‌کند.
  281. ۲۸۱ حکمت ۲۸۱ حکمت میان مشاهده حسی و داوری عقلی تفاوت می‌گذارد.
  282. ۲۸۲ حکمت ۲۸۲ حکمت مانع اثرگذاری موعظه را بیرون از موعظه نمی‌جوید.
  283. ۲۸۳ حکمت ۲۸۳ حکمت وضعیتی اجتماعی را نقد می‌کند: نادانی فعال و دانش منفعل.
  284. ۲۸۴ حکمت ۲۸۴ حکمت می‌گوید پس از روشن‌شدن حقیقت، بهانه‌جویی جایگاهی ندارد.
  285. ۲۸۵ حکمت ۲۸۵ این حکمت تناقض انسان با زمان را نشان می‌دهد.
  286. ۲۸۶ حکمت ۲۸۶ حکمت به ناپایداری خوشی‌های آشکار اشاره دارد.
  287. ۲۸۷ حکمت ۲۸۷ این حکمت ورود بی‌ضابطه به بحث قدر را خطرناک می‌داند.
  288. ۲۸۸ حکمت ۲۸۸ حکمت محرومیت از علم را نشانه سقوط می‌داند.
  289. ۲۸۹ حکمت ۲۸۹ این حکمت سیمای انسانِ کاملِ اخلاقی را از راهِ یادکردِ یک «برادرِ الهی» ترسیم می‌کند.
  290. ۲۹۰ حکمت ۲۹۰ حکمت انگیزه ترک گناه را از ترس عقوبت فراتر می‌برد.
  291. ۲۹۱ حکمت ۲۹۱ این حکمت سوگ را نفی نمی‌کند، اما آن را به شکیبایی جهت می‌دهد.
  292. ۲۹۲ حکمت ۲۹۲ این حکمت جایگاه فقدان پیامبر را استثنایی می‌بیند.
  293. ۲۹۳ حکمت ۲۹۳ حکمت از اثر همنشینی بر معیارهای انسان سخن می‌گوید.
  294. ۲۹۴ حکمت ۲۹۴ این حکمت پاسخ را در چارچوب مشاهده آسمانی و زبان رایج عصر بیان می‌کند.
  295. ۲۹۵ حکمت ۲۹۵ این حکمت شبکه روابط را با منطق پیوندهای درجه دوم تحلیل می‌کند.
  296. ۲۹۶ حکمت ۲۹۶ حکمت انتقام خودویرانگر را نکوهش می‌کند.
  297. ۲۹۷ حکمت ۲۹۷ حکمت فاصله میان نشانه‌های بیرونی و بیداری درونی را نشان می‌دهد.
  298. ۲۹۸ حکمت ۲۹۸ حکمت دشواری اخلاق در نزاع را بیان می‌کند.
  299. ۲۹۹ حکمت ۲۹۹ این حکمت امید پس از لغزش را نشان می‌دهد.
  300. ۳۰۰ حکمت ۳۰۰ این حکمت با قیاسِ تدبیرِ روزی، امکانِ حسابرسیِ الهی را روشن می‌سازد.
  301. ۳۰۱ حکمت ۳۰۱ این حکمت رابطه میان درون انسان و ابزارهای ارتباطی او را نشان می‌دهد.
  302. ۳۰۲ حکمت ۳۰۲ این حکمت دعا را ویژه لحظه بحران نمی‌داند.
  303. ۳۰۳ حکمت ۳۰۳ این حکمت منشأ دلبستگی انسان به دنیا را در نسبت آشنای او با زیست زمینی توضیح می‌دهد.
  304. ۳۰۴ حکمت ۳۰۴ این حکمت کمک به نیازمند را از سطح ترحم شخصی به سطح نسبت با خدا بالا می‌برد.
  305. ۳۰۵ حکمت ۳۰۵ این حکمت میان ادعای پاسداری از حرمت خانواده و رفتار شخصی نسبت برقرار می‌کند.
  306. ۳۰۶ حکمت ۳۰۶ این حکمت مرگ مقدر را حد نهایی همه تدبیرهای حفاظتی می‌داند.
  307. ۳۰۷ حکمت ۳۰۷ این حکمت شدت وابستگی انسان به مال را با بیانی تکان‌دهنده نشان می‌دهد.
  308. ۳۰۸ حکمت ۳۰۸ این حکمت پیوند اجتماعی را بر پایه محبت فعال توضیح می‌دهد.
  309. ۳۰۹ حکمت ۳۰۹ این حکمت به حساسیت داوری اخلاقی جامعه ایمانی اشاره دارد.
  310. ۳۱۰ حکمت ۳۱۰ این حکمت ایمان را با جابه‌جایی مرکز اعتماد تعریف می‌کند.
  311. ۳۱۱ حکمت ۳۱۱ این حکمت در زمینه یک شهادت تاریخی و خودداری از ادای آن نقل شده است.
  312. ۳۱۲ حکمت ۳۱۲ این حکمت دینداری را با شناخت ظرفیت روانی همراه می‌کند.
  313. ۳۱۳ حکمت ۳۱۳ این حکمت قرآن را کتابی صرفا آیینی یا تاریخی نمی‌بیند.
  314. ۳۱۴ حکمت ۳۱۴ این حکمت به منطق دفع تجاوز اشاره دارد.
  315. ۳۱۵ حکمت ۳۱۵ این حکمت توجه به جزئیات فنی نوشتن را نشان می‌دهد.
  316. ۳۱۶ حکمت ۳۱۶ این حکمت معیار جاذبه‌های اجتماعی را مقایسه می‌کند.
  317. ۳۱۷ حکمت ۳۱۷ این حکمت میان اختلاف در تفسیر امر پس از پیامبر و انکار اصل پیامبری فرق می‌گذارد.
  318. ۳۱۸ حکمت ۳۱۸ این حکمت پیروزی را فقط به نیروی بیرونی نسبت نمی‌دهد.
  319. ۳۱۹ حکمت ۳۱۹ این حکمت فقر را فقط کمبود مالی نمی‌داند.
  320. ۳۲۰ حکمت ۳۲۰ این حکمت نیت پرسش را بخشی از دانش‌جویی می‌داند.
  321. ۳۲۱ حکمت ۳۲۱ این حکمت جایگاه مشورت و تصمیم نهایی را از هم جدا می‌کند.
  322. ۳۲۲ حکمت ۳۲۲ این حکمت هم به کنترل سوگواری اجتماعی اشاره دارد و هم به پرهیز از آداب چاپلوسانه قدرت.
  323. ۳۲۳ حکمت ۳۲۳ این حکمت شکست سیاسی و دینی خوارج را به سازوکار درونی فریب پیوند می‌زند.
  324. ۳۲۴ حکمت ۳۲۴ این حکمت خلوت را از قلمرو مسئولیت بیرون نمی‌گذارد.
  325. ۳۲۵ حکمت ۳۲۵ این حکمت سوگ سیاسی را با سنجشی اخلاقی بیان می‌کند.
  326. ۳۲۶ حکمت ۳۲۶ این حکمت طول عمر را به مسئولیت اخلاقی پیوند می‌دهد.
  327. ۳۲۷ حکمت ۳۲۷ این حکمت نتیجه ظاهری عمل را از ارزش واقعی آن جدا می‌کند.
  328. ۳۲۸ حکمت ۳۲۸ این حکمت فقر را صرفا رخدادی فردی نمی‌بیند و آن را به مسئولیت اجتماعی ثروت پیوند می‌دهد.
  329. ۳۲۹ حکمت ۳۲۹ این حکمت پیشگیری اخلاقی را بر عذر درست ترجیح می‌دهد.
  330. ۳۳۰ حکمت ۳۳۰ این حکمت حداقل شکر را در مصرف درست نعمت می‌بیند.
  331. ۳۳۱ حکمت ۳۳۱ این حکمت اطاعت را فرصت می‌داند نه صرف تکلیف سنگین.
  332. ۳۳۲ حکمت ۳۳۲ این حکمت به کارکرد نظم‌بخش قدرت سیاسی اشاره دارد.
  333. ۳۳۳ حکمت ۳۳۳ حکمتی دربارهٔ ایمان، دوستی و عدالت.
  334. ۳۳۴ حکمت ۳۳۴ این حکمت آرزوهای دراز را از غفلت نسبت به پایان زندگی می‌داند.
  335. ۳۳۵ حکمت ۳۳۵ این حکمت مالکیت را از مطلق‌انگاری بیرون می‌آورد.
  336. ۳۳۶ حکمت ۳۳۶ این حکمت اخلاق وعده را دقیق می‌کند.
  337. ۳۳۷ حکمت ۳۳۷ این حکمت اثر سخن اخلاقی را به عمل گوینده وابسته می‌داند.
  338. ۳۳۸ حکمت ۳۳۸ این حکمت میان دریافت بیرونی و آمادگی درونی فرق می‌گذارد.
  339. ۳۳۹ حکمت ۳۳۹ این حکمت به پیوند میان داوری مردم و بخت سیاسی اشاره دارد.
  340. ۳۴۰ حکمت ۳۴۰ این حکمت برای دو وضعیت اقتصادی دو فضیلت مناسب می‌نشاند.
  341. ۳۴۱ حکمت ۳۴۱ این حکمت کیفر عدالت را از خود ستم سنگین‌تر می‌داند.
  342. ۳۴۲ حکمت ۳۴۲ این حکمت غنا را بیش از مقدار دارایی، به آزادی درونی از چشم‌داشت تعریف می‌کند.
  343. ۳۴۳ حکمت ۳۴۳ این حکمت انسان را موجودی آسیب‌پذیر در گفتار، نیت و داوری معرفی می‌کند.
  344. ۳۴۴ حکمت ۳۴۴ این حکمت برنامه‌ریزی دنیوی را با ناپایداری نتیجه آن می‌سنجد.
  345. ۳۴۵ حکمت ۳۴۵ این حکمت محرومیت از فرصت گناه را لطفی پنهان می‌بیند.
  346. ۳۴۶ حکمت ۳۴۶ این حکمت درخواست کردن را کاری بی‌هزینه نمی‌داند.
  347. ۳۴۷ حکمت ۳۴۷ این حکمت معیار انصاف در مدح را بیان می‌کند.
  348. ۳۴۸ حکمت ۳۴۸ این حکمت خطر اصلی گناه را در عادی شدن آن می‌بیند.
  349. ۳۴۹ حکمت ۳۴۹ این حکمت زنجیره‌ای از قواعدِ اخلاقی را کنارِ هم می‌نشاند و از خودشناسی آغاز می‌کند.
  350. ۳۵۰ حکمت ۳۵۰ این حکمت ظلم را فقط رفتار با زیردستان نمی‌داند.
  351. ۳۵۱ حکمت ۳۵۱ این حکمت امید را در دل شدت قرار می‌دهد.
  352. ۳۵۲ حکمت ۳۵۲ این حکمت محبت خانوادگی را از افراط در دل‌مشغولی جدا می‌کند.
  353. ۳۵۳ حکمت ۳۵۳ این حکمت نقد دیگران را به خودآگاهی مشروط می‌کند.
  354. ۳۵۴ حکمت ۳۵۴ این حکمت حتی زبان تبریک را اصلاح می‌کند.
  355. ۳۵۵ حکمت ۳۵۵ این حکمت تجمل آشکار کارگزار را نشانه‌ای از وضع مالی او می‌گیرد.
  356. ۳۵۶ حکمت ۳۵۶ این حکمت رزق و اجل را در قلمرو تقدیر الهی کنار هم می‌نشاند.
  357. ۳۵۷ حکمت ۳۵۷ این حکمت مرگ را در قالب سفر تصویر می‌کند تا اندوه را از مطلق‌انگاری فقدان دور کند.
  358. ۳۵۸ حکمت ۳۵۸ این حکمت نعمت و تنگی را هر دو میدان آزمون می‌داند.
  359. ۳۵۹ حکمت ۳۵۹ این حکمت دلبستگی به دنیا را اسارت می‌نامد.
  360. ۳۶۰ حکمت ۳۶۰ این حکمت اصل حمل سخن بر وجه نیک را توصیه می‌کند.
  361. ۳۶۱ حکمت ۳۶۱ این حکمت ادب دعا را با یاد پیامبر آغاز می‌کند.
  362. ۳۶۲ حکمت ۳۶۲ این حکمت مراء را هزینه‌بر می‌داند.
  363. ۳۶۳ حکمت ۳۶۳ این حکمت زمان‌شناسی را جزئی از عقل می‌داند.
  364. ۳۶۴ حکمت ۳۶۴ این حکمت ذهن را از فرض‌های بی‌ثمر به واقعیت‌های مسئولیت‌آور بازمی‌گرداند.
  365. ۳۶۵ حکمت ۳۶۵ این حکمت سه ابزار تربیت را کنار هم می‌آورد: تفکر، عبرت و انصاف.
  366. ۳۶۶ حکمت ۳۶۶ این حکمت دانش بی‌عمل را ناپایدار می‌داند.
  367. ۳۶۷ حکمت ۳۶۷ این حکمت یکی از تصویرهای تند نهج‌البلاغه درباره دنیا را می‌سازد.
  368. ۳۶۸ حکمت ۳۶۸ این حکمت نظام پاداش و کیفر را تربیتی می‌فهمد.
  369. ۳۶۹ حکمت ۳۶۹ این حکمت دینداری صوری را نقد می‌کند.
  370. ۳۷۰ حکمت ۳۷۰ این حکمت خلقت انسان را هدفمند و مسئولیت‌آور می‌داند.
  371. ۳۷۱ حکمت ۳۷۱ این حکمت مجموعه‌ای از معیارهای ارزش را بازتعریف می‌کند.
  372. ۳۷۲ حکمت ۳۷۲ این حکمت ساختار اجتماعیِ سالم را بر مسئولیتِ متقابلِ علم، آموزش، ثروت و فقر بنا می‌کند.
  373. ۳۷۳ حکمت ۳۷۳ این حکمت مراتب واکنش به ظلم و منکر را از دل تا زبان و اقدام قاطع ترسیم می‌کند.
  374. ۳۷۴ حکمت ۳۷۴ حکمتی دربارهٔ عدالت، زبان و توحید.
  375. ۳۷۵ حکمت ۳۷۵ این حکمت فرسایش مقاومت اخلاقی را مرحله‌به‌مرحله می‌بیند.
  376. ۳۷۶ حکمت ۳۷۶ این حکمت میان آسانی ظاهری و نتیجه نهایی فرق می‌گذارد.
  377. ۳۷۷ حکمت ۳۷۷ این حکمت میان خوف و رجا تعادل برقرار می‌کند.
  378. ۳۷۸ حکمت ۳۷۸ این حکمت بخل را فقط امساک مالی نمی‌داند.
  379. ۳۷۹ حکمت ۳۷۹ این حکمت نگرانی افراطی درباره آینده را با باور به روزی مقدر تعدیل می‌کند.
  380. ۳۸۰ حکمت ۳۸۰ این حکمت ناپایداری وضع انسان را در کوتاه‌ترین فاصله زمانی نشان می‌دهد.
  381. ۳۸۱ حکمت ۳۸۱ این حکمت مسئولیت پس از گفتار را یادآوری می‌کند.
  382. ۳۸۲ حکمت ۳۸۲ این حکمت سکوت را فقط در برابر نادانی لازم نمی‌داند.
  383. ۳۸۳ حکمت ۳۸۳ این حکمت حضور انسان در میدان‌های طاعت و معصیت را می‌سنجد.
  384. ۳۸۴ حکمت ۳۸۴ این حکمت سه خطای عقل عملی را کنار هم می‌گذارد.
  385. ۳۸۵ حکمت ۳۸۵ این حکمت دنیا را میدان آزمون و گذر می‌بیند.
  386. ۳۸۶ حکمت ۳۸۶ این حکمت کوشش را بی‌ثمر نمی‌داند.
  387. ۳۸۷ حکمت ۳۸۷ این حکمت ارزش رخدادها را با فرجام اخروی می‌سنجد.
  388. ۳۸۸ حکمت ۳۸۸ این حکمت مراتب رنج و نعمت را از بیرون به درون می‌برد.
  389. ۳۸۹ حکمت ۳۸۹ این حکمت تکیه بر تبار را نقد می‌کند.
  390. ۳۹۰ حکمت ۳۹۰ این حکمت زندگی متوازن را میان عبادت، معیشت و بهره حلال تقسیم می‌کند.
  391. ۳۹۱ حکمت ۳۹۱ این حکمت زهد را ابزار بینایی می‌داند.
  392. ۳۹۲ حکمت ۳۹۲ این حکمت زبان را آشکارکننده شخصیت می‌داند.
  393. ۳۹۳ حکمت ۳۹۳ این حکمت طلب روزی و دنیا را با وقار همراه می‌خواهد.
  394. ۳۹۴ حکمت ۳۹۴ این حکمت قدرت کلمه را یادآوری می‌کند.
  395. ۳۹۵ حکمت ۳۹۵ این حکمت معیار نیاز را ساده می‌کند.
  396. ۳۹۶ حکمت ۳۹۶ این حکمت کرامت را بر راحتی مقدم می‌دارد.
  397. ۳۹۷ حکمت ۳۹۷ این حکمت در قالب ستایش یک بوی خوش، به تناسب میان ارزش و آسانی حمل اشاره دارد.
  398. ۳۹۸ حکمت ۳۹۸ این حکمت یاد مرگ را درمان خودبزرگ‌بینی می‌داند.
  399. ۳۹۹ حکمت ۳۹۹ این حکمت رابطه والد و فرزند را با حقوق متقابل تنظیم می‌کند.
  400. ۴۰۰ حکمت ۴۰۰ این حکمت با واژگان پزشکی و اعتقادی دوره خود سخن می‌گوید و باید در همان بافت فهم شود.
  401. ۴۰۱ حکمت ۴۰۱ این حکمت معاشرت اجتماعی را با شناخت خوی مردم پیوند می‌دهد.
  402. ۴۰۲ حکمت ۴۰۲ این حکمت ادعای نابهنگام را با دو تصویر حیوانی نقد می‌کند.
  403. ۴۰۳ حکمت ۴۰۳ این حکمت به ناهماهنگی میان هدف و امکان اشاره دارد.
  404. ۴۰۴ حکمت ۴۰۴ این حکمت مالکیت انسان را وابسته و امانی می‌داند.
  405. ۴۰۵ حکمت ۴۰۵ این حکمت دین‌داری گزینشی را نقد می‌کند.
  406. ۴۰۶ حکمت ۴۰۶ این حکمت دو سوی رابطه فقر و غنا را اصلاح می‌کند.
  407. ۴۰۷ حکمت ۴۰۷ این حکمت عقل را امانتی نجات‌بخش می‌بیند.
  408. ۴۰۸ حکمت ۴۰۸ این حکمت مقاومت در برابر حق را شکست‌خورده می‌داند.
  409. ۴۰۹ حکمت ۴۰۹ این حکمت اثر دیدن بر باطن را نشان می‌دهد.
  410. ۴۱۰ حکمت ۴۱۰ این حکمت تقوا را اصل سامان‌دهنده فضایل می‌داند.
  411. ۴۱۱ حکمت ۴۱۱ این حکمت ناسپاسی در توانایی را نکوهش می‌کند.
  412. ۴۱۲ حکمت ۴۱۲ این حکمت معیار اخلاقی ساده‌ای به دست می‌دهد.
  413. ۴۱۳ حکمت ۴۱۳ این حکمت میان صبر آگاهانه و فراموشی غافلانه فرق می‌گذارد.
  414. ۴۱۴ حکمت ۴۱۴ این حکمت سوگ را به انتخاب کرامت پیوند می‌دهد.
  415. ۴۱۵ حکمت ۴۱۵ این حکمت دنیا را نه معیار کرامت می‌داند و نه نشانه محرومیت نهایی.
  416. ۴۱۶ حکمت ۴۱۶ این حکمت اندوختن بی‌حساب برای پس از مرگ را نقد می‌کند.
  417. ۴۱۷ حکمت ۴۱۷ این حکمت، استغفار را از لفظی بر زبان به فرآیندی از اصلاح و جبران بازمی‌گرداند.
  418. ۴۱۸ حکمت ۴۱۸ این حکمت حلم را جایگزین بخشی از پشتوانه‌های اجتماعی می‌داند.
  419. ۴۱۹ حکمت ۴۱۹ این حکمت غرور انسان را با یادآوری ضعف جسمانی می‌شکند.
  420. ۴۲۰ حکمت ۴۲۰ حکمتی دربارهٔ توحید، فتنه و اخلاق.
  421. ۴۲۱ حکمت ۴۲۱ این حکمت کارکرد اصلی عقل را تشخیص مسیر می‌داند.
  422. ۴۲۲ حکمت ۴۲۲ این حکمت مسئولیت فردی در خیر را برجسته می‌کند.
  423. ۴۲۳ حکمت ۴۲۳ این حکمت اصلاح بیرونی را از درون و رابطه با خدا آغاز می‌کند.
  424. ۴۲۴ حکمت ۴۲۴ این حکمت دو ابزار اصلاح نفس را معرفی می‌کند.
  425. ۴۲۵ حکمت ۴۲۵ این حکمت نعمت را امانت اجتماعی می‌داند.
  426. ۴۲۶ حکمت ۴۲۶ این حکمت دو پشتوانه ظاهرا محکم زندگی را ناپایدار معرفی می‌کند.
  427. ۴۲۷ حکمت ۴۲۷ این حکمت مخاطبِ درد دل را بخشی از معنای آن می‌داند.
  428. ۴۲۸ حکمت ۴۲۸ این حکمت عید را از تقویم صرف به وضعیت معنوی منتقل می‌کند.
  429. ۴۲۹ حکمت ۴۲۹ این حکمت تفاوت کسب و مصرف مال را در سرنوشت اخروی نشان می‌دهد.
  430. ۴۳۰ حکمت ۴۳۰ این حکمت حرص بر آرزوهای دنیوی را معامله‌ای پرزیان می‌داند.
  431. ۴۳۱ حکمت ۴۳۱ این حکمت جهت طلب انسان را تعیین‌کننده آرامش او می‌داند.
  432. ۴۳۲ حکمت ۴۳۲ این حکمت اولیای خدا را با نگاه وارونه نسبت به معیارهای عمومی معرفی می‌کند.
  433. ۴۳۳ حکمت ۴۳۳ این حکمت محاسبه اخلاقی را به پس از لذت می‌برد.
  434. ۴۳۴ حکمت ۴۳۴ این حکمت کوتاه به تلخی آزمون نزدیکان و مدعیان اشاره دارد.
  435. ۴۳۵ حکمت ۴۳۵ این حکمت توفیق آغاز کار خیر را نشانه امکان فرجام آن می‌بیند.
  436. ۴۳۶ حکمت ۴۳۶ این حکمت کرامت را خصلتی ریشه‌دار می‌بیند.
  437. ۴۳۷ حکمت ۴۳۷ این حکمت جود را نفی نمی‌کند، اما آن را جایگزین عدالت نمی‌سازد.
  438. ۴۳۸ حکمت ۴۳۸ این حکمت ریشه بسیاری از ستیزها را نادانی می‌داند.
  439. ۴۳۹ حکمت ۴۳۹ این حکمت زهد را نه ترک ظاهری مال، بلکه آزادی دل از نوسان فقدان و برخورداری می‌داند.
  440. ۴۴۰ حکمت ۴۴۰ این حکمت به سستی اراده پس از فاصله و غفلت اشاره دارد.
  441. ۴۴۱ حکمت ۴۴۱ این حکمت قدرت و ولایت را محل آشکار شدن شخصیت می‌داند.
  442. ۴۴۲ حکمت ۴۴۲ این حکمت تعلق مکانی را با امکان زیست و کرامت می‌سنجد.
  443. ۴۴۳ حکمت ۴۴۳ این حکمت مرثیه‌ای کوتاه برای مالک اشتر است.
  444. ۴۴۴ حکمت ۴۴۴ این حکمت دوام را بر شدت مقطعی ترجیح می‌دهد.
  445. ۴۴۵ حکمت ۴۴۵ این حکمت فضیلت‌ها را دارای پیوند درونی می‌داند.
  446. ۴۴۶ حکمت ۴۴۶ این حکمت از کاهش مال به سبب ادای حقوق دفاع می‌کند.
  447. ۴۴۷ حکمت ۴۴۷ این حکمت بازار را نیازمند دانش دینی و حقوقی می‌داند.
  448. ۴۴۸ حکمت ۴۴۸ این حکمت بی‌تابی در امور کوچک را زمینه سخت‌تر شدن آزمون می‌داند.
  449. ۴۴۹ حکمت ۴۴۹ این حکمت عفت را بر کرامت نفس بنا می‌کند.
  450. ۴۵۰ حکمت ۴۵۰ این حکمت درباره زیاده‌روی در مزاح هشدار می‌دهد.
  451. ۴۵۱ حکمت ۴۵۱ این حکمت کرامت و فرصت را در رابطه انسانی می‌سنجد.
  452. ۴۵۲ حکمت ۴۵۲ این حکمت معیار نهایی غنا و فقر را آخرت می‌داند.
  453. ۴۵۳ حکمت ۴۵۳ این حکمت داوری تاریخی درباره تغییر موضع زبیر را به نفوذ فرزندش نسبت می‌دهد.
  454. ۴۵۴ حکمت ۴۵۴ این حکمت غرور انسانی را با یادآوری آغاز و پایان جسم می‌شکند.
  455. ۴۵۵ حکمت ۴۵۵ این حکمت داوری ادبی را از رتبه‌بندی ساده دور می‌کند.
  456. ۴۵۶ حکمت ۴۵۶ این حکمت دنیا را لقمه‌ای مانده و کم‌ارزش در برابر جان انسان می‌گذارد.
  457. ۴۵۷ حکمت ۴۵۷ این حکمت دو طلب بی‌پایان را مقایسه می‌کند.
  458. ۴۵۸ حکمت ۴۵۸ این حکمت ایمان را در صداقت پرهزینه و امانت در نقل می‌سنجد.
  459. ۴۵۹ حکمت ۴۵۹ این حکمت مرز برنامه‌ریزی انسان را یادآوری می‌کند.
  460. ۴۶۰ حکمت ۴۶۰ این حکمت حلم و تأمل را نشانه ضعف نمی‌داند.
  461. ۴۶۱ حکمت ۴۶۱ این حکمت غیبت را رفتار انسان ناتوان در مواجهه مستقیم و اخلاقی می‌داند.
  462. ۴۶۲ حکمت ۴۶۲ این حکمت خطر مدح را برای نفس یادآوری می‌کند.
  463. ۴۶۳ حکمت ۴۶۳ این حکمت دنیا را وسیله می‌داند نه غایت.
  464. ۴۶۴ حکمت ۴۶۴ این حکمت دوام قدرت بنی‌امیه را وابسته به مهلت و انسجام داخلی می‌داند.
  465. ۴۶۵ حکمت ۴۶۵ این حکمت نقش انصار را در رشد اسلام با تصویر پرورش موجودی جوان بیان می‌کند.
  466. ۴۶۶ حکمت ۴۶۶ این حکمت با کنایه‌ای بدنی به نسبت بیداری، خواب و اختیار جسم اشاره دارد.
  467. ۴۶۷ حکمت ۴۶۷ این حکمت پایداری دین را به استقامت والی پیوند می‌دهد.
  468. ۴۶۸ حکمت ۴۶۸ این حکمت بحران اخلاقی بازار و جامعه را در کنار هم می‌بیند.
  469. ۴۶۹ حکمت ۴۶۹ این حکمت نسبت با شخصیت دینی را از افراط و تفریط پاک می‌کند.
  470. ۴۷۰ حکمت ۴۷۰ این حکمت دو اصل کلامی را با ایجاز تعریف می‌کند.
  471. ۴۷۱ حکمت ۴۷۱ این حکمت میان دو خطا تعادل برقرار می‌کند.
  472. ۴۷۲ حکمت ۴۷۲ این حکمت دعا برای نعمت را با درخواست سلامت همراه می‌کند.
  473. ۴۷۳ حکمت ۴۷۳ این حکمت آرایش ظاهری را تابع حال معنوی و تاریخی می‌داند.
  474. ۴۷۴ حکمت ۴۷۴ این حکمت ارزش عفت را در موقعیت قدرت و امکان گناه نشان می‌دهد.
  475. ۴۷۵ حکمت ۴۷۵ این حکمت قناعت را ثروتی درونی می‌داند.
  476. ۴۷۶ حکمت ۴۷۶ این حکمت سیاست مالی و اداری را به عدالت گره می‌زند.
  477. ۴۷۷ حکمت ۴۷۷ این حکمت تکرار معنای مهمی درباره خطر عادی شدن خطاست.
  478. ۴۷۸ حکمت ۴۷۸ این حکمت مسئولیت آموزش را بر مسئولیت یادگیری مقدم می‌نشاند.
  479. ۴۷۹ حکمت ۴۷۹ این حکمت دوستی سالم را از تصنع و فشار جدا می‌کند.
  480. ۴۸۰ حکمت ۴۸۰ حکمتی دربارهٔ ایمان، توحید و نبوت.

خطبه‌ها

۲۴۱ واحد
  1. ۱ خطبه ۱ Creation of Universe این خطبه با تنزیهِ خدا آغاز می‌شود و سپس آفرینش، انسان، نبوت، کتاب و حج را در یک رشتهٔ پیوسته می‌آورد.
  2. ۲ خطبه ۲ Age of Ignorance, Household of Muhammad, hypocrites خطبه‌ای دربارهٔ نبوت، فتنه و ایمان.
  3. ۳ خطبه ۳ Shaqshaqiya (literally, "roar of the camel"), in which Alī lays out his… شقشقیه از نظرِ ادبی بر تنشِ میانِ حقِّ ادّعاشده، شکیباییِ سیاسی و مسئولیتِ اجتماعی بنا شده است.
  4. ۴ خطبه ۴ His far-sightedness and his steadfastness in Islam خطبه‌ای دربارهٔ آفرینش، عدالت و اخلاق.
  5. ۵ خطبه ۵ When Abbas and Abu Sufyan offered to pay allegiance to him for the cali… این سخن در لحظه‌ای سیاسی و پرخطر، به پرهیز از شتاب و آتش‌افروزی فرامی‌خواند.
  6. ۶ خطبه ۶ On being advised not to chase Talha and Zubayr for fighting سخن با نفی فریب‌پذیری آغاز می‌شود.
  7. ۷ خطبه ۷ The hypocrites خطبه نفوذ شیطان را به صورت تصرف تدریجی در سینه، چشم و زبان تصویر می‌کند.
  8. ۸ خطبه ۸ About Zubayr at a time for which it was appropriate این سخن بر نسبتِ میانِ ظاهرِ تعهد و ادّعای نیتِ پنهان تمرکز دارد.
  9. ۹ خطبه ۹ Cowardice of his enemies in the Battle of the Camel سخن میان هیاهوی بی‌اثر و اقدام واقعی فرق می‌گذارد.
  10. ۱۰ خطبه ۱۰ Talha and Zubayr خطبه، نزاع را به صورت بسیجِ سازمان‌یافتهٔ شیطان نشان می‌دهد: حزب، سواره و پیاده.
  11. ۱۱ خطبه ۱۱ When he gave the standard of the Battle of the Camel to his son Mohammad این سخن، فرمانی کوتاه برای ثبات در میدان است.
  12. ۱۲ خطبه ۱۲ When, after his victory in the Battle of the Camel, one of his comrades… این سخن حضور را تنها به بودنِ جسم در میدان محدود نمی‌کند.
  13. ۱۳ خطبه ۱۳ Condemning the people of Basra این سخن پس از جمل، رفتار سیاسی بصره را با زبان نکوهش اخلاقی بازمی‌خواند.
  14. ۱۴ خطبه ۱۴ Also in condemnation of the people of Basra این سخن نکوهش بصره را در عبارتی فشرده ادامه می‌دهد.
  15. ۱۵ خطبه ۱۵ After resuming the land grants made by Uthman این سخن می‌گوید گذشت زمان و واردشدن مال ناروا در زندگی مردم، حق را از میان نمی‌برد.
  16. ۱۶ خطبه ۱۶ Delivered when the people of Madina swore allegiance to him این خطبه پس از بیعت، جامعه را در آغاز آزمونی تازه می‌بیند.
  17. ۱۷ خطبه ۱۷ About those who sit for dispensation of justice among people but are no… این خطبه دو گونه خطرناک از گمراهی دینی و قضایی را نشان می‌دهد.
  18. ۱۸ خطبه ۱۸ In disparagement of contradictory views among Muslim jurists این خطبه اختلافِ بی‌ضابطه در فتوا را با یگانگی خدا، پیامبر و کتاب ناسازگار می‌داند.
  19. ۱۹ خطبه ۱۹ Treachery and hypocrisy of al-Ashath al-Kindi این پاسخ، پیش از رد سخن اشعث، صلاحیت اخلاقی و سیاسی او را زیر سؤال می‌برد.
  20. ۲۰ خطبه ۲۰ Death and taking lessons from it خطبه مرگ را پرده‌ای می‌داند که هنوز از برابر زندگان کنار نرفته، اما کناررفتنش نزدیک است.
  21. ۲۱ خطبه ۲۱ Advice to keep light in this world این سخن زندگی را حرکت به سوی مقصدی ناگزیر می‌بیند: پایان پیش روست و قیامت از پشت سر می‌راند.
  22. ۲۲ خطبه ۲۲ About those who accused him of killing Uthman خطبه، پیمان‌شکنی را بازگشت سازمان‌یافتهٔ ستم و باطل می‌داند.
  23. ۲۳ خطبه ۲۳ Keeping aloof from envy, and good behavior towards kin خطبه‌ای دربارهٔ آفرینش، دنیا و اخلاق.
  24. ۲۴ خطبه ۲۴ Exhorting people for jihad خطبه بی‌عملی در برابر مخالفت با حق را سازش و سستی می‌شمارد.
  25. ۲۵ خطبه ۲۵ When his men were overpowered by Muawiya''s men این خطبه بحران فرماندهی و فرسودگی اجتماعی کوفه را نشان می‌دهد.
  26. ۲۶ خطبه ۲۶ People after Muhammad''s death, the settlement between Muawiya and Amr… خطبه نخست، جاهلیت عرب را با فقر زیست، خشونت، بت‌پرستی و گسست خویشاوندی تصویر می‌کند.
  27. ۲۷ خطبه ۲۷ Exhorting people for jihad این خطبه در موقعیت فروریختن ارادهٔ عمومی ایراد شده است.
  28. ۲۸ خطبه ۲۸ The transient nature of this world and importance of the next world خطبه دنیا و آخرت را همچون حرکت در میدان مسابقه تصویر می‌کند.
  29. ۲۹ خطبه ۲۹ About those who found pretexts at the time of jihad خطبه شکاف میان گفتار و عمل را هدف می‌گیرد.
  30. ۳۰ خطبه ۳۰ In connection with Uthman''s killing سخن از دوگانهٔ سادهٔ یاری یا دشمنی با عثمان فاصله می‌گیرد.
  31. ۳۱ خطبه ۳۱ Before the Battle of the Camel, he sent Ibn Abbas to Zubayr to advise h… سخن، تفاوت مخاطبان را در بحران نشان می‌دهد.
  32. ۳۲ خطبه ۳۲ Disparagement of the world and categories of people خطبه زمانه‌ای وارونه را وصف می‌کند: نیکوکار بدکار شمرده می‌شود، ستمگر گستاخ‌تر می‌گردد، دانسته‌ها سود نمی‌دهد و نادانسته‌ها پرسیده نمی‌شود.
  33. ۳۳ خطبه ۳۳ At the time of setting for the Battle of the Camel خطبه‌ای دربارهٔ نبوت، توحید و آفرینش.
  34. ۳۴ خطبه ۳۴ Exhorting people to fight against the people of Syria خطبه از سرزنش به تعریف حقوق متقابل می‌رسد.
  35. ۳۵ خطبه ۳۵ After arbitration خطبه حکمیت را پیامد نپذیرفتن رأی خیرخواهانه و آزموده می‌داند.
  36. ۳۶ خطبه ۳۶ Warning the people of Nahrawan of their fate خطبه پیش از نهروان هشدار می‌دهد که مرگ آنان نه بر پایهٔ برهان الهی است و نه همراه حجتی آشکار.
  37. ۳۷ خطبه ۳۷ His steadfastness and precedence in Islam سخن، فضیلت را در پیشگامی هنگام سستی دیگران تعریف می‌کند: کم‌صدا بودن با پیش‌افتادن جمع شده است.
  38. ۳۸ خطبه ۳۸ In disparagement of those in doubt خطر شبهه در شباهت آن به حق است؛ اگر آشکارا باطل بود، فریبندگی کمتری داشت.
  39. ۳۹ خطبه ۳۹ In disparagement of those who shrink from fighting خطبه از جمعی شکایت می‌کند که در برابر فرمان و فراخوان پاسخ نمی‌دهند و تنها وقتی پیامدهای بد آشکار می‌شود، حرکت می‌کنند.
  40. ۴۰ خطبه ۴۰ In response to the slogan of Kharijites: "Judgment belongs to God alone" خطبه میان درستی شعار و باطل بودن نتیجه‌گیری فرق می‌گذارد.
  41. ۴۱ خطبه ۴۱ In condemnation of treason خطبه وفاداری را همزاد صدق می‌داند، نه نشانه ساده‌دلی.
  42. ۴۲ خطبه ۴۲ Heart''s desires and hopes خطبه دو ریشهٔ غفلت را جدا می‌کند: هواپرستی انسان را از حق بازمی‌دارد، و آرزوی دراز آخرت را از یاد می‌برد.
  43. ۴۳ خطبه ۴۳ In response to a suggestion of war سخن میان احتیاط سیاسی و آمادگی نظامی جمع می‌کند.
  44. ۴۴ خطبه ۴۴ When Masqala defected to Syria خطبه تضاد میان آغاز بزرگوارانه و پایان خوارکننده را نشان می‌دهد.
  45. ۴۵ خطبه ۴۵ The greatness of God and the lowliness of this world حمد آغازین، امید را زنده نگه می‌دارد: رحمت، نعمت و آمرزش خدا بسته نیست.
  46. ۴۶ خطبه ۴۶ When he decided to march towards Syria این دعا سفر را در دو میدان می‌بیند: دشواری راه و دل‌نگرانی از حال بازماندگان.
  47. ۴۷ خطبه ۴۷ Calamities befalling Kufa این سخن کوفه را شهری نشان می‌دهد که زیر فشار تاریخ کشیده، ساییده و لرزانده می‌شود.
  48. ۴۸ خطبه ۴۸ At the time of marching towards Syria این خطبه با حمدی زمان‌مند آغاز می‌شود: آمدن شب و پدیدار شدن ستاره‌ها میدان تکرار ستایش‌اند.
  49. ۴۹ خطبه ۴۹ God''s greatness and sublimity این خطبه میان پنهانی ذات الهی و آشکاری نشانه‌های او توازن برقرار می‌کند.
  50. ۵۰ خطبه ۵۰ Admixture of right and wrong این خطبه ریشه فتنه را در پیروی از خواهش و ساختن حکم‌هایی می‌داند که در برابر کتاب خدا قرار می‌گیرند.
  51. ۵۱ خطبه ۵۱ When his men were prevented from taking water from the River Euphrates این خطبه در موقعیت فشار نظامی و محاصره آب در صفین شکل گرفته است.
  52. ۵۲ خطبه ۵۲ Reward and punishment in the next world این خطبه بر زوالِ دنیا و نابسندگیِ عملِ انسان در برابرِ نعمت و هدایتِ الهی تأکید می‌کند.
  53. ۵۳ خطبه ۵۳ On the description of the Day of Sacrifice این خطبهٔ کوتاه معیارهای سلامتِ قربانی را در آیینِ نحر بیان می‌کند.
  54. ۵۴ خطبه ۵۴ On the swear of allegiance این خطبه میان دو زمینه پیوند می‌زند: فشار جمعیت برای بیعت یا اقدام، و تأمل سنگین دربارهٔ جنگ با اهل شام.
  55. ۵۵ خطبه ۵۵ When his men showed impatience on his delay in giving them permission t… این خطبه پاسخ به دو اتهام است: ترس از مرگ و تردید در حقانیت نبرد.
  56. ۵۶ خطبه ۵۶ Steadiness on the battlefield این خطبه با یادآوری تجربهٔ نخستین مسلمانان در کنار پیامبر، ضعف و دودلی مخاطبان صفین را نقد می‌کند.
  57. ۵۷ خطبه ۵۷ Muawiya swallows whatever he gets and craves for what he does not get این خطبه تصویری از سلطهٔ آیندهٔ مردی آزمند و زورمند ارائه می‌کند؛ کسی که با بلعیدن و طلبیدن شناخته می‌شود.
  58. ۵۸ خطبه ۵۸ Addressing the Kharijites خطبه‌ای دربارهٔ ایمان، نبوت و عدالت.
  59. ۵۹ خطبه ۵۹ When he was told that the Kharijites had crossed the bridge of Nahrawan این خطبه کوتاه، پیش از نبرد نهروان، گزارشی از آیندهٔ نزدیک نبرد می‌دهد.
  60. ۶۰ خطبه ۶۰ When he was told that the Kharijites had been totally annihilated این خطبه پس از شکست خوارج، نابودی نظامی آنان را با پایان یافتن ریشهٔ فکری‌شان یکی نمی‌داند.
  61. ۶۱ خطبه ۶۱ Do not fight the Kharijites after me! خطبه‌ای دربارهٔ آفرینش، قرآن و فتنه.
  62. ۶۲ خطبه ۶۲ When he was warned of being killed by deceit این خطبه مرگ را در چارچوب تقدیر الهی می‌فهمد، نه صرفاً در سطح تدبیرهای امنیتی یا تهدیدهای پنهان.
  63. ۶۳ خطبه ۶۳ Transience of this world این خطبه دنیا را هم میدان آزمون می‌داند و هم تنها فرصت رهایی از خود دنیا.
  64. ۶۴ خطبه ۶۴ Decline and destruction of this world این خطبه دعوتی پیوسته به شتاب در عمل صالح است.
  65. ۶۵ خطبه ۶۵ Attributes of God این خطبه از دقیق‌ترین بیان‌های توحیدی در این بازه است.
  66. ۶۶ خطبه ۶۶ Ways of fighting این خطبه دستورالعملی رزمی برای میدان صفین است، اما آموزش نظامی را با تهذیب درونی آغاز می‌کند.
  67. ۶۷ خطبه ۶۷ On hearing the account of what took place in Saqifah of Bani-Sa''ida این خطبه گزارشی فشرده از تحلیل رخداد سقیفه است.
  68. ۶۸ خطبه ۶۸ When Mohammad ibn Abi Bakr, governor of Egypt, was overpowered and kill… این خطبه ارزیابی کوتاهی از یک تصمیم سیاسی و نظامی پس از سقوط مصر است.
  69. ۶۹ خطبه ۶۹ Admonishing his companions for careless behavior این خطبه نکوهشی سخت از جامعه‌ای است که در هنگام خطر عقب می‌نشیند و در میدان عمل از شمار خود تهی می‌شود.
  70. ۷۰ خطبه ۷۰ In the morning of the day he was fatally struck with a sword خطبه‌ای دربارهٔ نبوت، آفرینش و زبان.
  71. ۷۱ خطبه ۷۱ In condemnation of the people of Iraq این خطبه نکوهشی از مردمی است که در آستانهٔ ثمر دادن تلاش، نتیجه را از دست داده‌اند.
  72. ۷۲ خطبه ۷۲ Praise for Muhammad این خطبه قالبی برای صلوات بر پیامبر و در عین حال متنی کلامی دربارهٔ خدا، رسالت و شفاعت دعاست.
  73. ۷۳ خطبه ۷۳ When Hasan and Husayn interceded on behalf of Marwan این خطبه دربارهٔ مروان بن حکم پس از اسارت در جنگ جمل است.
  74. ۷۴ خطبه ۷۴ When the elective committee (or shura) decided to swear allegiance to U… این خطبه موضعی میان حق‌طلبی و حفظ مصلحت عمومی را نشان می‌دهد.
  75. ۷۵ خطبه ۷۵ When he learned that the Umayyads blamed him for killing Uthman این خطبه پاسخی به اتهام سیاسی بنی‌امیه دربارهٔ خون عثمان است.
  76. ۷۶ خطبه ۷۶ Preaching and counseling این خطبه سیمای بندهٔ رستگار را در زنجیره‌ای از صفت‌ها و کنش‌ها ترسیم می‌کند.
  77. ۷۷ خطبه ۷۷ Banu Umayyad خطبه‌ای دربارهٔ نبوت، عدالت و زبان.
  78. ۷۸ خطبه ۷۸ One of his supplications این خطبه دعایی است برای آمرزشِ لایه‌های آشکار و پنهانِ خطا.
  79. ۷۹ خطبه ۷۹ Prophecy of astrologers این خطبه نقدی بر نجوم‌گرایی تقدیرساز و نسبت دادن سود و زیان به ساعت‌های فلکی است.
  80. ۸۰ خطبه ۸۰ Shortcomings of women خطبه‌ای دربارهٔ زبان، توحید و قرآن.
  81. ۸۱ خطبه ۸۱ Way of preaching and counseling خطبه‌ای دربارهٔ شکر، تقوا و دنیا.
  82. ۸۲ خطبه ۸۲ World and its people این خطبه دنیا را هم رنج‌آور و ناپایدار می‌داند و هم ابزاری برای بینایی.
  83. ۸۳ خطبه ۸۳ Al-Gharra (literally, "the brilliant"), in which Ali enjoined people to… خطبه‌ای دربارهٔ آخرت، اخلاق و آفرینش.
  84. ۸۴ خطبه ۸۴ Amr ibn al-As خطبه‌ای دربارهٔ اخلاق، جهاد و آخرت.
  85. ۸۵ خطبه ۸۵ Perfection of God and counseling این خطبه از توحیدِ تنزیهی آغاز می‌شود و خدا را فراتر از پیش و پس، کیفیت، تجزیه و احاطهٔ ادراک معرفی می‌کند.
  86. ۸۶ خطبه ۸۶ Preparing for the hereafter by following God''s commandments این خطبه از علم و قدرت فراگیر خدا آغاز می‌شود و سپس فوریت عمل در مهلت زندگی را یادآور می‌گردد.
  87. ۸۷ خطبه ۸۷ Faithful and unfaithful believers خطبه‌ای دربارهٔ عدالت، اخلاق و توحید.
  88. ۸۸ خطبه ۸۸ Factions of community خطبه‌ای دربارهٔ نفس، توحید و قرآن.
  89. ۸۹ خطبه ۸۹ Holy Prophet این خطبه بعثتِ پیامبر را در زمینه‌ای از خاموشیِ هدایت، خوابِ امت‌ها، شعله‌وریِ جنگ‌ها و فرسودگیِ جهان تصویر می‌کند.
  90. ۹۰ خطبه ۹۰ God''s attributes and some advice این خطبه خدا را پیش از هر ساختارِ کیهانی و بیرون از فرایندِ اندیشه و سنجشِ انسانی وصف می‌کند.
  91. ۹۱ خطبه ۹۱ Al-Ashbaah (literally, "the skeletons"), in which Ali talked about the… خطبه‌ای دربارهٔ اخلاق، توحید و آفرینش.
  92. ۹۲ خطبه ۹۲ When people decided to swear allegiance to him after the murder of Uthm… این خطبه در آستانهٔ پذیرش خلافت پس از قتل عثمان، فضای سیاسی را تیره و چندوجهی توصیف می‌کند.
  93. ۹۳ خطبه ۹۳ Annihilation of the Kharijites, mischief mongering of the Umayyads, vas… این خطبه از اعلامِ رویارویی با فتنه آغاز می‌شود و سپس دانشِ پیش‌نگرانه دربارهٔ رخدادهای آینده را مطرح می‌کند.
  94. ۹۴ خطبه ۹۴ God''s praise and eulogy of the prophets خطبه‌ای دربارهٔ نبوت، توحید و قرآن.
  95. ۹۵ خطبه ۹۵ Age of Ignorance and Muhammad''s efforts to disseminate God''s message این خطبه بعثت پیامبر را در برابر جامعه‌ای سرگردان، فتنه‌زده، گرفتار هوس، کبر و جاهلیت قرار می‌دهد.
  96. ۹۶ خطبه ۹۶ In eulogy of Muhammad این خطبه با چهار وصف بنیادین خدا آغاز می‌شود: اول، آخر، ظاهر و باطن.
  97. ۹۷ خطبه ۹۷ Admonishing his companions خطبه‌ای دربارهٔ نبوت، عدالت و اخلاق.
  98. ۹۸ خطبه ۹۸ Oppression of the Umayyads خطبه‌ای دربارهٔ عدالت، صبر و توحید.
  99. ۹۹ خطبه ۹۹ Abstinence of the world and vicissitudes of time این خطبه دنیا را از زاویهٔ زوالِ بدن، کوتاهیِ مهلت و پیوستگیِ مرگ با زندگی بررسی می‌کند.
  100. ۱۰۰ خطبه ۱۰۰ Muhammad and his descendants این خطبه رسالت پیامبر را با برجای گذاشتن «پرچم حق» پیوند می‌زند.
  101. ۱۰۱ خطبه ۱۰۱ Vicissitudes of time این خطبه از حمدی کوتاه و کلامی آغاز می‌شود و سپس به فضای ملاحم می‌رود.
  102. ۱۰۲ خطبه ۱۰۲ Day of Judgement این خطبه دو صحنه را کنار هم می‌گذارد: قیامت و فتنه تاریخی.
  103. ۱۰۳ خطبه ۱۰۳ Abstemiousness and fear of God, attributes of the enlightened این خطبه زهد را با نگاه آغاز می‌کند.
  104. ۱۰۴ خطبه ۱۰۴ Age of Ignorance, Muhammad''s efforts to spread God''s message این خطبه بعثت را در زمینه‌ای از بی‌کتابی و نبود ادعای نبوت در میان عرب تصویر می‌کند.
  105. ۱۰۵ خطبه ۱۰۵ In eulogy of Muhammad, the Umayyads, importance of Imam این خطبه با ستایش پیامبر آغاز می‌شود، اما به‌سرعت به نقدِ قدرت و پندِ اجتماعی می‌رسد.
  106. ۱۰۶ خطبه ۱۰۶ Islam: most bright of all paths خطبه‌ای دربارهٔ عدالت، آخرت و نبوت.
  107. ۱۰۷ خطبه ۱۰۷ Describing the days of Siffin این خطبه صحنه‌ای کوتاه و کاملا رزمی از صفین را ثبت می‌کند.
  108. ۱۰۸ خطبه ۱۰۸ Vicissitudes of time, blaming Muslims این خطبه با حمدی آغاز می‌شود که معرفت خدا را از راه آیات و حجت در جهان و دل توضیح می‌دهد.
  109. ۱۰۹ خطبه ۱۰۹ Might of God, Day of Judgement, Muhammad and his descendants این خطبه گستره‌ای کامل از توحید تا معاد می‌سازد.
  110. ۱۱۰ خطبه ۱۱۰ Pinnacles of Islam این خطبه دین را در قالب مجموعه‌ای از راه‌های تقرب معرفی می‌کند.
  111. ۱۱۱ خطبه ۱۱۱ Caution about this world این خطبه دنیا را با زبان زیبایی آغاز می‌کند: «شیرین و سبزفام».
  112. ۱۱۲ خطبه ۱۱۲ Angel of Death and the departure of spirit این خطبه با چند پرسش پیاپی، شناخت انسان از پدیده‌ای نزدیک و عمومی را به چالش می‌کشد: مرگ.
  113. ۱۱۳ خطبه ۱۱۳ World and people این خطبه دنیا را «منزل کوچ» معرفی می‌کند، نه جایگاه اقامت.
  114. ۱۱۴ خطبه ۱۱۴ Abstemiousness, fear of God, importance of preparing for the hereafter این خطبه با حمد و شهادت آغاز می‌شود و سپس به پندی اخلاقی و زهدی گسترده می‌رسد.
  115. ۱۱۵ خطبه ۱۱۵ Seeking rain این خطبه دعای باران، یا استسقاء، است؛ اما ساختار آن فقط درخواست بارش نیست.
  116. ۱۱۶ خطبه ۱۱۶ Troubles which would arise, Day of Judgment این خطبه با معرفی پیامبر به عنوان دعوت‌کننده به حق و گواه بر خلق آغاز می‌شود و سپس به سرزنش مخاطبان می‌رسد.
  117. ۱۱۷ خطبه ۱۱۷ Rebuking misers خطبه‌ای دربارهٔ آفرینش، عدالت و دنیا.
  118. ۱۱۸ خطبه ۱۱۸ In praise of his faithful companions خطبه‌ای دربارهٔ آفرینش، جهاد و ایمان.
  119. ۱۱۹ خطبه ۱۱۹ When he exhorted people to jihad but was met with silence این سخن بحران رهبری و مسئولیت جمعی را نشان می‌دهد.
  120. ۱۲۰ خطبه ۱۲۰ Household of Muhammad, the laws of Islam خطبه‌ای دربارهٔ دنیا، اخلاق و علم.
  121. ۱۲۱ خطبه ۱۲۱ Reasons for objecting to arbitration at first and allowing it later این سخن در فضای پس از حکمیت شکل گرفته و از تنش میان تصمیم درست و اطاعت جمعی پرده برمی‌دارد.
  122. ۱۲۲ خطبه ۱۲۲ Addressing the Kharijites at their camp when they persisted in their re… این سخن نمونه‌ای از احتجاج سیاسی در فضای پس از صفین است.
  123. ۱۲۳ خطبه ۱۲۳ Supporting the weak and the low-spirited on the battlefield of Siffin این سخن در میدان جنگ، شجاعت را مسئولیتی جمعی می‌داند.
  124. ۱۲۴ خطبه ۱۲۴ Exhorting his followers to fight این خطبه از دستورهای کاملا عملی میدان آغاز می‌شود: جای‌گیری زره‌پوش و بی‌زره، فشردن دندان‌ها، کنترل نگاه، خاموشی صدا و نگهداری پرچم.
  125. ۱۲۵ خطبه ۱۲۵ Kharijites and arbitration خطبه‌ای دربارهٔ عدالت، جهاد و اخلاق.
  126. ۱۲۶ خطبه ۱۲۶ In response to the objections to the equal distribution of shares from… این سخن درباره عدالت در توزیع عمومی است.
  127. ۱۲۷ خطبه ۱۲۷ Clarifying confusion for Kharijites این خطبه یکی از روشن‌ترین نقدهای تکفیر سیاسی در متن است.
  128. ۱۲۸ خطبه ۱۲۸ Foretelling the capture of Basra and the Mongol conquest خطبه‌ای دربارهٔ آخرت، علم و توحید.
  129. ۱۲۹ خطبه ۱۲۹ Measures and weights این خطبه از تصویر بدهکاری و مهلت آغاز می‌کند.
  130. ۱۳۰ خطبه ۱۳۰ When Abu Dharr was exiled to al-Rabathah این سخن، تبعید ابوذر را در چارچوب تعارض دین و دنیا می‌فهمد.
  131. ۱۳۱ خطبه ۱۳۱ Grounds for accepting the caliphate and the qualities of a ruler این سخن با نقد ناهماهنگی مخاطبان آغاز می‌شود: بدن‌ها حاضرند، اما عقل‌ها غایب؛ جان‌ها ناسازگار و دل‌ها پراکنده‌اند.
  132. ۱۳۲ خطبه ۱۳۲ Death and counseling خطبه‌ای دربارهٔ دنیا، اخلاق و آفرینش.
  133. ۱۳۳ خطبه ۱۳۳ On the glory of God, on the Quran and Muhammad خطبه‌ای دربارهٔ آفرینش، نبوت و آخرت.
  134. ۱۳۴ خطبه ۱۳۴ When Umar consulted him about taking part in the march towards the Roma… این سخن مشورت نظامی را با اعتماد به نصرت الهی و حفظ ساختار سیاسی جمع می‌کند.
  135. ۱۳۵ خطبه ۱۳۵ Addressing al-Mogheera when he wanted to speak in support of Uthman این سخن کوتاه در فضای درگیری لفظی و سیاسی آمده و لحن آن تند و طردکننده است.
  136. ۱۳۶ خطبه ۱۳۶ Take revenge for the oppressed from the oppressor این سخن نسبت میان بیعت و عدالت را روشن می‌کند.
  137. ۱۳۷ خطبه ۱۳۷ Talha and Zubayr این سخن استدلالی علیه ادعای طلحه و زبیر می‌سازد.
  138. ۱۳۸ خطبه ۱۳۸ Foretelling events خطبه‌ای دربارهٔ حکمرانی، عدالت و نفس.
  139. ۱۳۹ خطبه ۱۳۹ On the occasion of the elective committee after Umar''s death این سخن کوتاه در فضای شورا، هشدار درباره آینده اختلاف سیاسی است.
  140. ۱۴۰ خطبه ۱۴۰ Backbiting and speaking ill of others "Those who do not commit sins and… این سخن اخلاق عیب‌پوشی را بر پایه شکر بنا می‌کند.
  141. ۱۴۱ خطبه ۱۴۱ Against reliance on heresy خطبه‌ای دربارهٔ زبان، علم و ایمان.
  142. ۱۴۲ خطبه ۱۴۲ Misplaced generosity این سخن میان بخشندگی حقیقی و خرج کردن برای ستایش فرق می‌گذارد.
  143. ۱۴۳ خطبه ۱۴۳ Praying for rain این خطبه طلب باران را با آموزه‌ای درباره فرمانبرداری طبیعت آغاز می‌کند.
  144. ۱۴۴ خطبه ۱۴۴ Past prophets, Household of Muhammad این خطبه بعثت پیامبران را با مسئله حجت پیوند می‌دهد.
  145. ۱۴۵ خطبه ۱۴۵ This world, on innovation (bidʻah) این خطبه دنیا را میدان تیر مرگ معرفی می‌کند.
  146. ۱۴۶ خطبه ۱۴۶ When Omar consulted him about taking part in the Battle of Persia این سخن مانند خطبه ۱۳۴، مشورت نظامی را به مسئله مرکزیت سیاسی پیوند می‌دهد.
  147. ۱۴۷ خطبه ۱۴۷ Divine mission of Muhammad and what happens when people go against the… این خطبه بعثت را به انتقال بنیادین از بت‌پرستی و اطاعت شیطان به پرستش و اطاعت خدا تعریف می‌کند.
  148. ۱۴۸ خطبه ۱۴۸ Talha and Zubayr and the people of Basra این خطبه انگیزه‌های طلحه و زبیر را در نسبت با قدرت تحلیل می‌کند.
  149. ۱۴۹ خطبه ۱۴۹ His last will این سخن وصیت و وداعی است که مرگ را نه حادثه‌ای دور، بلکه مقصد گریز معرفی می‌کند.
  150. ۱۵۰ خطبه ۱۵۰ Coming events and hypocrites'' activities این خطبه از هشدار درباره شتاب در رخدادهای آینده آغاز می‌شود.
  151. ۱۵۱ خطبه ۱۵۱ Advice against disorder, oppression, and unlawful earning این خطبه فتنه را به صورت فرایندی تدریجی تصویر می‌کند: آغاز آن پنهان، گسترش آن فریبنده، و پایان آن آشکارا ویرانگر است.
  152. ۱۵۲ خطبه ۱۵۲ God and His vicegerents این خطبه با الهیات تنزیهی آغاز می‌شود و مرز میان خالق و مخلوق را اصل بنیادین شناخت می‌داند.
  153. ۱۵۳ خطبه ۱۵۳ The negligent, beasts, and carnivores این خطبه غفلت را نه ناآگاهی ساده، بلکه وارونگی در تشخیص زمان و جهت می‌داند.
  154. ۱۵۴ خطبه ۱۵۴ The Household of Muhammad and their enemies این خطبه محور هدایت را بر شناخت راه درست ورود به دین و عمل قرار می‌دهد.
  155. ۱۵۵ خطبه ۱۵۵ Wonderful creation of the bat این خطبه از تنزیه الهی به مشاهده دقیق طبیعت می‌رسد.
  156. ۱۵۶ خطبه ۱۵۶ Malice borne by Aisha and warning the people of Basra خطبه‌ای دربارهٔ آخرت، اخلاق و توحید.
  157. ۱۵۷ خطبه ۱۵۷ Urging people towards piety این خطبه با ستایش آغاز می‌شود و سپس زمان را چون نیرویی بی‌بازگشت نشان می‌دهد.
  158. ۱۵۸ خطبه ۱۵۸ Muhammad and the Quran خطبه‌ای دربارهٔ عدالت، آفرینش و علم.
  159. ۱۵۹ خطبه ۱۵۹ Good behavior and ignoring people''s faults این خطبه کوتاه بر اخلاق حکمرانی و نسبت میان قدرت و گذشت تمرکز دارد.
  160. ۱۶۰ خطبه ۱۶۰ Following the examples of Muhammad and the past prophets این خطبه سه لایه دارد: ستایش و تنزیه خدا، نقد امید و ترس بی‌عمل، و نمونه‌سازی از زندگی پیامبران.
  161. ۱۶۱ خطبه ۱۶۱ Divine mission of Muhammad and lessons from this world این خطبه رسالت پیامبر را با چهار تعبیر نور، برهان، راه و کتاب توضیح می‌دهد.
  162. ۱۶۲ خطبه ۱۶۲ Usurpation of the caliphate from him این خطبه پاسخ به پرسشی حساس درباره کنار زده شدن از مقام خلافت است.
  163. ۱۶۳ خطبه ۱۶۳ Attributes of God این خطبه آفرینش و تنزیه را به هم پیوند می‌دهد.
  164. ۱۶۴ خطبه ۱۶۴ Dialogue with Uthman این خطبه نمونه‌ای از نصیحت سیاسی در لحظهٔ بحران است.
  165. ۱۶۵ خطبه ۱۶۵ Magnificence of the Creator in birds خطبه‌ای دربارهٔ آفرینش، توحید و دنیا.
  166. ۱۶۶ خطبه ۱۶۶ Observing courtesy and kindness, the autocracy of the Umayyads این خطبه با اخلاق درون‌جامعه‌ای آغاز می‌شود: پیروی کوچک‌تر از بزرگ‌تر و مهربانی بزرگ‌تر با کوچک‌تر.
  167. ۱۶۷ خطبه ۱۶۷ Fulfilment of obligations, advice to fear God in all matters "Fear God… خطبه‌ای دربارهٔ توحید، آخرت و تقوا.
  168. ۱۶۸ خطبه ۱۶۸ In response to the demand for avenging Uthman این خطبه مسئله عدالت‌خواهی شتاب‌زده را در فضای بی‌ثبات پس از بحران توضیح می‌دهد.
  169. ۱۶۹ خطبه ۱۶۹ When the people of Jamal set off for Basra این خطبه بحران جمل را در نسبت با وحدت مسلمانان می‌فهمد.
  170. ۱۷۰ خطبه ۱۷۰ In response to a Kolayb al-Jarmi who came from Basra to enquire about h… این خطبه کوتاه مسئله مسئولیت فردی پس از روشن شدن حجت را بیان می‌کند.
  171. ۱۷۱ خطبه ۱۷۱ When he decided to fight the enemy face to face at Siffin این خطبه پیش از نبرد، دعا را بر فراز تصمیم نظامی قرار می‌دهد.
  172. ۱۷۲ خطبه ۱۷۲ Elective committee after Umar, and people of Jamal این خطبه از حمدی کوتاه به نزاع‌های سیاسی پس از پیامبر می‌رسد.
  173. ۱۷۳ خطبه ۱۷۳ On eligibility for the caliphate, the need for sagacity in fighting aga… خطبه‌ای دربارهٔ آفرینش، نبوت و دنیا.
  174. ۱۷۴ خطبه ۱۷۴ When he received the news that Talha and Zubayr had left for Basra to f… این خطبه رفتار سیاسی طلحه را بر پایه سازگاری منطقی می‌سنجد.
  175. ۱۷۵ خطبه ۱۷۵ Warning to neglectful people این خطبه غفلت را با تصویر دام و پروار شدن برای کارد توضیح می‌دهد.
  176. ۱۷۶ خطبه ۱۷۶ Greatness of the Quran, following the Sunnah and refraining from innova… این خطبه بر محور «قرآن به عنوان راهنمای زنده» سامان یافته است.
  177. ۱۷۷ خطبه ۱۷۷ The two arbiters after the Battle of Siffin این خطبه داوری صفین را از زاویه تعهد به قرآن نقد می‌کند.
  178. ۱۷۸ خطبه ۱۷۸ Transience of this world and causes of decline in God''s blessings این خطبه با علم فراگیر خدا آغاز می‌شود؛ علمی که از حرکت مورچه، افتادن برگ و چشم‌گردانی پنهان نیز غافل نیست.
  179. ۱۷۹ خطبه ۱۷۹ In reply to a question about seeing God این خطبه پرسش از رؤیت خدا را از سطح دیدن حسی به سطح ادراک ایمانی منتقل می‌کند.
  180. ۱۸۰ خطبه ۱۸۰ Condemning his disobedient men این خطبه از تلخ‌ترین نقدهای درون‌جبهه‌ای است.
  181. ۱۸۱ خطبه ۱۸۱ The group who decided to join the Kharijites این خطبه درباره گروهی است که در آستانه پیوستن به خوارج، از مسیر جماعت جدا شدند.
  182. ۱۸۲ خطبه ۱۸۲ Learning from history, al-Mahdi این خطبه از گسترده‌ترین متن‌های این لِین است و از حمد الهی به بسیج سیاسی و نظامی می‌رسد.
  183. ۱۸۳ خطبه ۱۸۳ About the importance of the Quran این خطبه قرآن را محور هدایت و حساب معرفی می‌کند.
  184. ۱۸۴ خطبه ۱۸۴ On hearing a Kharijite raising the slogan, "judgment belongs to God alo… این گفتار کوتاه، نمونه‌ای از برخورد با شعار دینیِ جداشده از فهم سیاسی و اخلاقی است.
  185. ۱۸۵ خطبه ۱۸۵ Creation of universe این خطبه از برهان حدوث و نظم آفرینش برای تنزیه خدا بهره می‌گیرد.
  186. ۱۸۶ خطبه ۱۸۶ Oneness of God این خطبه یکی از فشرده‌ترین بیان‌های توحید تنزیهی است.
  187. ۱۸۷ خطبه ۱۸۷ Vicissitudes of time خطبه‌ای دربارهٔ آفرینش، عدالت و اخلاق.
  188. ۱۸۸ خطبه ۱۸۸ Transience of this world این خطبه بر دو محور استوار است: سپاس در برابر مهلت الهی و بیداری در برابر مرگ.
  189. ۱۸۹ خطبه ۱۸۹ Steadfast and transient belief, the challenge: "Ask me before you miss… این خطبه ایمان را دارای مراتب و ثبات‌های متفاوت می‌داند.
  190. ۱۹۰ خطبه ۱۹۰ Fear of God and love for the Household of Muhammad این خطبه مرگ، قبر، قیامت، دوزخ و بهشت را در یک مسیر اندرز قرار می‌دهد.
  191. ۱۹۱ خطبه ۱۹۱ World and its people این خطبه تقوا را سپر امروز و راه فردا می‌داند.
  192. ۱۹۲ خطبه ۱۹۲ al-Qaaseeaa: Warning about Satan, caution against vanity and other vice… این خطبه از گسترده‌ترین خطبه‌های اخلاقی و تاریخی نهج‌البلاغه است.
  193. ۱۹۳ خطبه ۱۹۳ Qualities of the God-fearing خطبه‌ای دربارهٔ اخلاق، دنیا و آخرت.
  194. ۱۹۴ خطبه ۱۹۴ Age of Ignorance, the animosity of Arab tribes, the position of hypocri… این خطبه نفاق را خطری پنهان و اجتماعی معرفی می‌کند.
  195. ۱۹۵ خطبه ۱۹۵ Fear of God and details about the Day of Judgement این خطبه از حیرت عقل در برابر آثار قدرت خدا آغاز می‌شود و سپس به امکان دعا و طلب از او می‌رسد.
  196. ۱۹۶ خطبه ۱۹۶ Age of Ignorance, the transience of this world and the state of its inh… این خطبه دنیا را به کشتی طوفان‌زده‌ای در دل دریا تشبیه می‌کند.
  197. ۱۹۷ خطبه ۱۹۷ His attachment to Muhammad and the performance of his funeral rites این خطبه مشروعیت سخن و فرمان را بر همراهی بی‌گسست با پیامبر استوار می‌کند.
  198. ۱۹۸ خطبه ۱۹۸ Fear of God, praise for Islam, Muhammad, and the Quran خطبه‌ای دربارهٔ نبوت، عدالت و آخرت.
  199. ۱۹۹ خطبه ۱۹۹ Prayer, Zakat, and fulfillment of obligations این سخن سه واجب را کنار هم می‌گذارد: نماز، زکات و امانت.
  200. ۲۰۰ خطبه ۲۰۰ Treachery of Muawiya این سخن میان زیرکی و نیرنگ فرق می‌گذارد.
  201. ۲۰۱ خطبه ۲۰۱ One should not be afraid of the scarcity of those who tread on the righ… این خطبه بر نسبت میان حقیقت و اکثریت تکیه دارد.
  202. ۲۰۲ خطبه ۲۰۲ On the occasion of the burial of his wife, Fatimah این خطبه در قالب خطاب به پیامبر شکل گرفته و سوگ شخصی را با گزارش یک رخداد تاریخی پیوند می‌دهد.
  203. ۲۰۳ خطبه ۲۰۳ Transience of this world, and the importance of preparation for the her… این خطبه تقابل «گذر» و «قرار» را مرکز اندرز قرار می‌دهد.
  204. ۲۰۴ خطبه ۲۰۴ Warning about the dangers of the Day of Judgement این خطبه با زبان سفر و کوچ، مرگ را به صورت فراخوانی نزدیک تصویر می‌کند.
  205. ۲۰۵ خطبه ۲۰۵ In response to Talha and Zubayr''s complaint for not consulting them in… این خطبه پاسخ به اعتراض سیاسی است، اما محور آن دفاع شخصی نیست؛ معیار مشروعیت در تصمیم عمومی است.
  206. ۲۰۶ خطبه ۲۰۶ One hearing some of his men verbally abusing the Syrians during the Bat… این خطبه اخلاق گفتار را حتی در وضعیت جنگی محدود می‌کند.
  207. ۲۰۷ خطبه ۲۰۷ About Hasan when Ali saw him proceeding rapidly to fight in the Battle… این سخن کوتاه، میدان جنگ را از زاویه بقا و استمرار خاندان پیامبر می‌بیند.
  208. ۲۰۸ خطبه ۲۰۸ When his army was on the verge of mutiny in connection with the arbitra… این خطبه از لحظه‌ای بحرانی در فرماندهی سخن می‌گوید؛ جایی که فرسایش جنگ، نظم پیشین را برهم زده است.
  209. ۲۰۹ خطبه ۲۰۹ When he noticed the vastness of his companion''s house این خطبه دو افراط را هم‌زمان نقد می‌کند: رفاه بی‌جهت و زهد آسیب‌زننده.
  210. ۲۱۰ خطبه ۲۱۰ Causes of difference in the traditions and categories of narrators این خطبه یکی از روشن‌ترین متن‌ها درباره نقد روایت و منشأ اختلاف اخبار است.
  211. ۲۱۱ خطبه ۲۱۱ Greatness of the universe این خطبه آفرینش جهان را با زبان کیهان‌شناختی و تصویری توصیف می‌کند.
  212. ۲۱۲ خطبه ۲۱۲ Those who give up supporting the righteous cause این خطبه دعوت به یاری را در قالب دعا و شهادت‌خواهی تنظیم می‌کند.
  213. ۲۱۳ خطبه ۲۱۳ Sublimity of God and eulogy of Muhammad این خطبه با الهیات تنزیهی آغاز می‌شود.
  214. ۲۱۴ خطبه ۲۱۴ Muhammad''s nobility of descent, the characteristics of the virtuous این خطبه سه محور را به هم پیوند می‌دهد: پاکی منشأ پیامبر، جایگاه اهل خیر و عالمان، و ضرورت تقوا.
  215. ۲۱۵ خطبه ۲۱۵ Prayer he often recited این دعا با شمارش نعمت‌های دفع‌شده آغاز می‌شود: مرگ، بیماری، کیفر، قطع نسل، بازگشت از دین، آشفتگی عقل و عذاب عمومی.
  216. ۲۱۶ خطبه ۲۱۶ Mutual rights of the ruler and the ruled این خطبه یکی از روشن‌ترین متون نهج‌البلاغه درباره حقوق متقابل قدرت و جامعه است.
  217. ۲۱۷ خطبه ۲۱۷ Excesses of the Quraysh, on rebels این خطبه زبان شکایت تاریخی دارد و حق پایمال‌شده را با تصویرهای تلخ بدنی بیان می‌کند.
  218. ۲۱۸ خطبه ۲۱۸ About those who went to Baṣrah to fight Amīr al-mu’minīn این خطبه روایتی فشرده از فروپاشی نظم سیاسی در بصره است.
  219. ۲۱۹ خطبه ۲۱۹ On passing by the corpses of Talha and another rebel, who were killed i… این سخن پس از پایان یک درگیری داخلی و در برابر پیکرهای کشته‌شدگان گفته شده است.
  220. ۲۲۰ خطبه ۲۲۰ Qualities of the pious این خطبه سلوک معنوی را از درون انسان آغاز می‌کند.
  221. ۲۲۱ خطبه ۲۲۱ Exegesis of verse 102:1-2 of the Quran این خطبه تفسیر بلاغی آیات آغازین سوره تکاثر است.
  222. ۲۲۲ خطبه ۲۲۲ Exegesis of verse 24:36-37 این خطبه یاد خدا را نیروی بیدارساز دل معرفی می‌کند.
  223. ۲۲۳ خطبه ۲۲۳ Exegesis of verse 82:6 این خطبه آیه «ما غرک بربک الکریم» را به بازخواست اخلاقی گسترده تبدیل می‌کند.
  224. ۲۲۴ خطبه ۲۲۴ Keeping aloof from oppression, on the poverty of his brother, Aqil خطبه‌ای دربارهٔ عدالت، فقر و خانواده.
  225. ۲۲۵ خطبه ۲۲۵ A supplication این دعا فقر را فقط کمبود مال نمی‌بیند؛ آن را خطری برای آبرو، استقلال اخلاقی و سلامت داوری می‌داند.
  226. ۲۲۶ خطبه ۲۲۶ Transience of the world and the helplessness of those in graves این خطبه دنیا را از راه ناپایداری و ناامنی تعریف می‌کند.
  227. ۲۲۷ خطبه ۲۲۷ A supplication این دعا رابطه اولیای خدا با پروردگار را بر محور انس، کفایت و آگاهی مطلق تصویر می‌کند.
  228. ۲۲۸ خطبه ۲۲۸ About a companion who passed away before the occurrence of troubles این سخن ستایشی فشرده از شخصی است که پیش از گسترش آشوب‌ها از دنیا رفته است.
  229. ۲۲۹ خطبه ۲۲۹ Allegiance to him as the caliph این خطبه صحنه بیعت را با تصویر ازدحام عمومی بازسازی می‌کند.
  230. ۲۳۰ خطبه ۲۳۰ An account of those who remain apprehensive of death خطبه‌ای دربارهٔ آخرت، آفرینش و دنیا.
  231. ۲۳۱ خطبه ۲۳۱ About Muhammad این قطعه نقش پیامبر را در ترمیم جامعه بیان می‌کند.
  232. ۲۳۲ خطبه ۲۳۲ When Abd al-Allah ibn Zamaa asked him for money from the treasury این خطبه مرز میان بیت‌المال و رابطه شخصی را روشن می‌کند.
  233. ۲۳۳ خطبه ۲۳۳ When his nephew was unable to deliver a sermon این خطبه با تأملی درباره زبان آغاز می‌شود.
  234. ۲۳۴ خطبه ۲۳۴ Causes for differences in the features and traits of people این سخن اختلاف انسان‌ها را با استعاره سرشت و خاک توضیح می‌دهد.
  235. ۲۳۵ خطبه ۲۳۵ Funeral rites of Muhammad این سخن سوگ پیامبر را از همه سوگ‌ها جدا می‌کند.
  236. ۲۳۶ خطبه ۲۳۶ His immigration to Medina, following Muhammad''s این قطعه کوتاه بر ایجاز و کنایه تکیه دارد.
  237. ۲۳۷ خطبه ۲۳۷ Preparing for the hereafter این خطبه بر فوریت عمل پیش از بسته‌شدن فرصت تکیه دارد.
  238. ۲۳۸ خطبه ۲۳۸ The two arbitrators after the Battle of Siffin این خطبه به بحران حکمیت پس از صفین می‌پردازد و از انتخاب داور نامناسب انتقاد می‌کند.
  239. ۲۳۹ خطبه ۲۳۹ The Household of Muhammad این خطبه اهل بیت را معیار حیات علم و زوال جهل معرفی می‌کند.
  240. ۲۴۰ خطبه ۲۴۰ When Uthman sent word that Ali should leave for Yanboo این سخن از وضعیت آشفته‌ای پرده برمی‌دارد که در آن رفت‌وآمد سیاسی به ابزاری برای مدیریت فشار عمومی تبدیل شده است.
  241. ۲۴۱ خطبه ۲۴۱ Exhorting his men to Jihad این خطبه جهاد را در قالب مسابقه‌ای محدود و زمان‌مند تصویر می‌کند.

نامه‌ها

۷۹ واحد
  1. ۱ نامه ۱ To the people of Kufa at the time of his march from Medina to Basra این نامه بر محور فراخوان اهل کوفه در آستانه بصره می‌چرخد.
  2. ۲ نامه ۲ To the people of Kufa after the victory of Basra این نامه بر محور سپاس سیاسی از اطاعت کوفه می‌چرخد.
  3. ۳ نامه ۳ To his judge in Kufa این نامه بر محور تبدیل سند ملک به سند فنا می‌چرخد.
  4. ۴ نامه ۴ To one of his army officers این نامه بر محور پرهیز از تکیه بر نیروی بی‌رغبت می‌چرخد.
  5. ۵ نامه ۵ To the governor of Azerbaijan in Iran این نامه بر محور تعریف کارگزاری به عنوان امانت می‌چرخد.
  6. ۶ نامه ۶ To Muawiya این نامه بر محور استدلال به بیعت و رد اتهام عثمان می‌چرخد.
  7. ۷ نامه ۷ To Muawiya این نامه بر محور رد نامه‌آرایی معاویه و تثبیت بیعت می‌چرخد.
  8. ۸ نامه ۸ To his messenger to Muawiya when his return was delayed این نامه بر محور پایان دادن به تعلیق مذاکره می‌چرخد.
  9. ۹ نامه ۹ To Muawiya این نامه بر محور یادآوری سابقه بنی‌هاشم در دفاع از پیامبر می‌چرخد.
  10. ۱۰ نامه ۱۰ To Muawiya این نامه بر محور هشدار اخلاقی و دعوت به رویارویی مستقیم می‌چرخد.
  11. ۱۱ نامه ۱۱ To the commander of a vanguard contingent dispatched to Syria این نامه بر محور آیین امنیت اردو و طلایه‌داری می‌چرخد.
  12. ۱۲ نامه ۱۲ To a contingent dispatched to engage the enemy این نامه بر محور اخلاق حرکت نظامی و منع آغازگری شتاب‌زده می‌چرخد.
  13. ۱۳ نامه ۱۳ To two of his army officers این نامه بر محور معرفی فرمانده شایسته می‌چرخد.
  14. ۱۴ نامه ۱۴ To the army before the Battle of Siffin این نامه بر محور قواعد اخلاقی پس از آغاز جنگ می‌چرخد.
  15. ۱۵ نامه ۱۵ Invocation when he faced the enemy این نامه بر محور سپردن داوری جنگ به خدا می‌چرخد.
  16. ۱۶ نامه ۱۶ Instructions for warriors این نامه بر محور پایداری در تاکتیک جنگ و شناخت نفاق سیاسی می‌چرخد.
  17. ۱۷ نامه ۱۷ In response to a letter from Muawiya این نامه بر محور تفکیک خویشاوندی نسبی از پیشینه ایمانی می‌چرخد.
  18. ۱۸ نامه ۱۸ To his governor in Basra این نامه بر محور نرم‌کردن اداره پس از فتنه می‌چرخد.
  19. ۱۹ نامه ۱۹ To one of his officers این نامه بر محور سیاست میانه با غیرمسلمانانِ معاهد می‌چرخد.
  20. ۲۰ نامه ۲۰ To the deputy governor of Basra این نامه بر محور تهدید صریح ضد اختلاس می‌چرخد.
  21. ۲۱ نامه ۲۱ To the deputy governor of Basra این نامه بر محور ریاضت مالی کارگزار می‌چرخد.
  22. ۲۲ نامه ۲۲ To his governor in Basra این نامه بر محور اصلاح معیار شادی و اندوه می‌چرخد.
  23. ۲۳ نامه ۲۳ His will shortly before his death این نامه بر محور مرگ، عفو و نگهداشت سنت می‌چرخد.
  24. ۲۴ نامه ۲۴ His will upon his return from Siffin این نامه بر محور اداره صدقه و حفظ اصل سرمایه می‌چرخد.
  25. ۲۵ نامه ۲۵ Instructions for tax collectors این نامه بر محور آیین عادلانه گرفتن زکات می‌چرخد.
  26. ۲۶ نامه ۲۶ Instructions for an officer sent to collect tax این نامه بر محور تطابق نهان و آشکار در اداره مالی می‌چرخد.
  27. ۲۷ نامه ۲۷ Instructions to Muhammad ibn Abi Bakr, upon appointment as the governor… این نامه بر محور منش والی مصر میان عدالت، زهد و مرگ‌آگاهی می‌چرخد.
  28. ۲۸ نامه ۲۸ In response to Muawiya این نامه بر محور جدال مفصل درباره سابقه، قرابت و مشروعیت می‌چرخد.
  29. ۲۹ نامه ۲۹ To the people of Basra این نامه میان دو لحن حرکت می‌کند: گذشتِ پس از پیروزی و هشدارِ پیش از بازگشتِ آشوب.
  30. ۳۰ نامه ۳۰ To Muawiya این نامه کوتاه است، اما ساختاری کامل از هشدار اخلاقی و سیاسی دارد.
  31. ۳۱ نامه ۳۱ Instructions for Hasan, when returning from Siffin این نامه وصیتی پدرانه و در عین حال برنامه‌ای جامع برای تربیت دینی و زیست اخلاقی است.
  32. ۳۲ نامه ۳۲ To Muawiya این نامه مسئولیتِ گمراه‌کردنِ جمعی را با تصویرِ دریا، موج، تاریکی و شبهه نشان می‌دهد.
  33. ۳۳ نامه ۳۳ To the governor of Mecca این نامه موسمِ حج را صحنه‌ای حساس برای مراقبت سیاسی و دینی می‌بیند.
  34. ۳۴ نامه ۳۴ To Muhammad ibn Abi Bakr after learning that he had taken over the posi… این نامه هم دلجویی از محمد بن ابی‌بکر است و هم تثبیتِ فرمانِ سیاسی پس از درگذشتِ مالک اشتر در راه مصر.
  35. ۳۵ نامه ۳۵ To Ibn Abbas after Muhammad ibn Abi Bakr was killed این نامه خبرِ سقوط مصر و شهادت محمد بن ابی‌بکر را به سوگی سیاسی و شکایتی تلخ از بی‌عملی یاران پیوند می‌دهد.
  36. ۳۶ نامه ۳۶ To his brother Aqil این نامه از گزارشی نظامی آغاز می‌شود و به اعلامِ موضعی ریشه‌دار دربارهٔ قریش و جنگ می‌رسد.
  37. ۳۷ نامه ۳۷ To Muawiya این نامه جدالِ معاویه دربارهٔ عثمان را از دعویِ خون‌خواهی به حسابِ سود شخصی بازمی‌گرداند.
  38. ۳۸ نامه ۳۸ To Egyptians after the appointment of Malik al-Ashtar as their governor این نامه انتصابِ مالک اشتر به مصر را با ستایشِ مردم مصر و معرفیِ صریحِ فرمانده تازه همراه می‌کند.
  39. ۳۹ نامه ۳۹ To Amr ibn al-As این نامه پیوندِ عمرو بن عاص با معاویه را فروشِ دین در برابرِ دنیای دیگری می‌داند.
  40. ۴۰ نامه ۴۰ To one of his officers این نامه بازخواستِ مالیِ کارگزاری است که به تاراجِ داراییِ عمومی متهم شده است.
  41. ۴۱ نامه ۴۱ To one of his officers این نامه از تندترین بازخواست‌های مالی در نهج‌البلاغه است.
  42. ۴۲ نامه ۴۲ To the governor of Bahrain, whom he later removed این نامه نمونه‌ای روشن از عزلِ اداریِ بی‌اتهام است.
  43. ۴۳ نامه ۴۳ To the governor of Ardasheer Khorra in Iran این نامه با بخشیدنِ فیءِ عمومی به وابستگان قبیله‌ای برخورد می‌کند.
  44. ۴۴ نامه ۴۴ To Ziyad ibn Abeen, when Ali learned that Muawiya had approached him این نامه دعویِ معاویه دربارهٔ نسبِ زیاد بن ابیه را بی‌اعتبار می‌کند.
  45. ۴۵ نامه ۴۵ To the governor of Basra upon learning that he had accepted an invitati… نامه‌ای دربارهٔ دنیا، آخرت و نفس.
  46. ۴۶ نامه ۴۶ To one of his officers این نامه کارگزار را به جمع‌کردنِ اقتدار و مدارا فرامی‌خواند.
  47. ۴۷ نامه ۴۷ Last will for Hasan and Husayn این وصیت، اخلاقِ فردی، نظمِ اجتماعی و عدالتِ کیفری را در لحظهٔ پس از ضربت جمع می‌کند.
  48. ۴۸ نامه ۴۸ To Muawiya این نامه میان شعارِ قرآن و اهلیتِ قرآن فرق می‌گذارد.
  49. ۴۹ نامه ۴۹ To Muawiya نامه‌ای دربارهٔ آفرینش، قرآن و دنیا.
  50. ۵۰ نامه ۵۰ To the officers of his army این نامه رابطهٔ والی، فرماندهان و نیروها را بر پایهٔ حقِ دوسویه توضیح می‌دهد.
  51. ۵۱ نامه ۵۱ To tax collectors این نامه وصولِ خراج را با کرامتِ مردم و حدودِ قدرت اداری مقید می‌کند.
  52. ۵۲ نامه ۵۲ To various governors concerning prayers این نامه زمان‌بندی نمازهای جماعت را با رعایت حال مردم پیوند می‌دهد.
  53. ۵۳ نامه ۵۳ Instructions for Malik al-Ashtar upon his appointment as the governor o… این عهدنامه منشور گستردهٔ حکمرانی در نهج‌البلاغه است.
  54. ۵۴ نامه ۵۴ To Talha and Zubayr نامه‌ای دربارهٔ آخرت، ایمان و آفرینش.
  55. ۵۵ نامه ۵۵ To Muawiya این نامه نزاع با معاویه را در افق آزمون الهی می‌نشاند: دنیا میدان سنجش است، نه مقصد آفرینش.
  56. ۵۶ نامه ۵۶ Instructions to the commander of a vanguard contingent dispatched to Sy… نامه‌ای دربارهٔ نفس، جهاد و اخلاق.
  57. ۵۷ نامه ۵۷ To the people of Kufa when he marched from Medina to Basra این نامه مردم کوفه را به حضور و داوری مسئولانه فرا می‌خواند.
  58. ۵۸ نامه ۵۸ An announcement about what took place in Siffin نامه‌ای دربارهٔ نبوت، فتنه و ایمان.
  59. ۵۹ نامه ۵۹ To the governor of Holwaan این نامه عدالت اداری را به یگانگی درون والی پیوند می‌زند: هوای چندپاره، مردم را در حق برابر نمی‌گذارد.
  60. ۶۰ نامه ۶۰ To the officers through whose jurisdiction the army passed این نامه پیشاپیش عبور سپاه، هم سپاهیان را از آزار مردم بازداشته و هم کارگزاران مسیر را مسئول نظم متقابل کرده است.
  61. ۶۱ نامه ۶۱ Expressing his displeasure to Kumayl, the governor of Heet, who was una… این نامه میان شجاعت و بی‌تدبیری فرق می‌گذارد.
  62. ۶۲ نامه ۶۲ To Egyptians through Malik al-Ashtar, upon his appointment as their gov… این نامه برای مردم مصر، همراه مالک اشتر، تاریخ و تکلیف را به هم پیوند می‌دهد.
  63. ۶۳ نامه ۶۳ To Abu Musa Ashaari, the governor of Kufa, when Ali learned that he dis… این نامه تعلل ابو موسی را در لحظهٔ بسیج کوفه می‌شکند.
  64. ۶۴ نامه ۶۴ In response to Muawiya این نامه پاسخ تند به تهدید و اتهام معاویه است.
  65. ۶۵ نامه ۶۵ To Muawiya این نامه معاویه را از شبهه‌سازی و مطالبهٔ جایگاهی که اهل آن نیست برحذر می‌دارد.
  66. ۶۶ نامه ۶۶ To Ibn Abbas (a different version) این نامه معیار سود و زیان را از لذت و خشم شخصی به احیای حق و خاموش‌کردن باطل منتقل می‌کند.
  67. ۶۷ نامه ۶۷ To the governor of Mecca نامه‌ای دربارهٔ حکمرانی، توحید و آفرینش.
  68. ۶۸ نامه ۶۸ To Salman the Persian, before his caliphate این نامه تمثیل دنیا به مار را محور قرار می‌دهد: نرمیِ لمس، خطر زهر را پنهان می‌کند.
  69. ۶۹ نامه ۶۹ To al-Haarith al-Hamdani نامه‌ای دربارهٔ حکمرانی، دنیا و اخلاق.
  70. ۷۰ نامه ۷۰ To the governor of Medina about those who had defected to Syria این نامه فرار گروهی از مدینه به شام را شکست نمی‌داند، بلکه آشکارشدنِ اهل دنیا می‌شمارد.
  71. ۷۱ نامه ۷۱ To an administrator accused of misappropriation این نامه اعتماد اداری را از نسب و سابقهٔ خانوادگی جدا می‌کند.
  72. ۷۲ نامه ۷۲ To Ibn Abbas این نامه کوتاه، دل‌بستگی و اضطراب را با دو اصل مهار می‌کند: اجل جلو افتادنی نیست و رزقِ نامقدر به دست نمی‌آید.
  73. ۷۳ نامه ۷۳ To Muawiya این نامه ادامهٔ مکاتبه با معاویه را نوعی فرسودن رأی و فراست می‌داند.
  74. ۷۴ نامه ۷۴ Protocol of an agreement between the tribes of Rabeea and the people of… این متن، پیمان قبیله‌ای را از محور تعصب به محور کتاب خدا منتقل می‌کند.
  75. ۷۵ نامه ۷۵ To Muawiya نامه‌ای دربارهٔ زبان، توحید و آفرینش.
  76. ۷۶ نامه ۷۶ Instructions to Ibn Abbas upon his appointment as the governor of Basra این وصیت کوتاه، مدیریت بصره را از رفتار روزمرهٔ والی آغاز می‌کند: چهره، مجلس و حکم باید برای مردم گشاده باشد.
  77. ۷۷ نامه ۷۷ Instructions to Ibn Abbas before talks with the Kharijites این وصیت روش مناظره با خوارج را تعیین می‌کند.
  78. ۷۸ نامه ۷۸ In response to Abu Musa Ashari''s letter about the two arbitrators این نامه دربارهٔ حکمیت، میان طلب وحدت و خطر شایعه فرق می‌گذارد.
  79. ۷۹ نامه ۷۹ To the army officers when he was elected as the caliph نامه‌ای دربارهٔ حکمرانی، آفرینش و جهاد.

کتاب همراه شما

مطالعه بدون اینترنت

متن عربی و ترجمه‌ها را در همین مرورگر ذخیره کنید.
شرح‌ها هنگام اتصال به اینترنت بارگیری می‌شوند.